تبليغاتX
به خاطر دلم
به خاطر دلم
خانه آرشیو لینکستان پست الکترونیک تماس با ما
قالب وبلاگ ثبت دامنه آپلود عکس گالری تصاویر بلاگفا
ذخیره سازی علاقه مندی خانگی کن تبادل لینک RSS 2.0
نام کاربری:   کلمه عبور: 

در جستجوی یار
موضوعات
   
 
 
افراد آنلاین
 
جدیدترین مطالب
   
آرشیو مطالب
   
  قسمتي از دعاي امام سجاد (عليه السلام)در روز عرفه :
مرتبط با :
ارسال شده در: دوشنبه یازدهم آذر 1387

 

خدايا من همان بنده توام که پيش از آنکه او را بيافرينی 

و پس از آنکه او را آفريدي ، او را نعمت عطا فرموده ،

 پس او را از کساني قرار دادي که به دين خودراهنمايي

  کردي و براي انجام حق خويش توفيقش دادي و او را به

ريسمان استوار خويش نگه داشتي و درحزب خويش

درآوردي ....

 سپس او را فرمان دادي ، اما از فرمان سر برتافت ،

 منع نمودي اما باز نايستاد و از معصيت و نافرماني

 نهي فرمودي ، پس خلاف فرمانت نموده و نهيت را

مرتکب شده اما نه از روي دشمني با تو و نه از روي

گردنکشي بر تو ، بکه هواي نفس  او را بسوي انچه

بازش داشته اي و ترساندي خواند و دشمن تو و

دشمن او ( شيطان) او را بر نافرماني ياري کرد. او نيز بر

 نافرماني ات اقدام نمود، با آگاهي از بيم دادن

هاي تو و اميدواري به عفو و بخششت و اعتماد به

گذشت تو ، در حالي که سزاوارترين بندگان تو بود

که بايد به پاس نعمت هايي که به او داده اي نافرماني

تو نکند

 

نوشته شده توسط گمگشته ,

  از یک دوست
مرتبط با :
ارسال شده در: جمعه هشتم آذر 1387

  غصه که تلخ است خريدن چرا؟

                                  اشک چو شور است ، چشيدن چرا؟

گاه در اين ره نفسي تازه کن

                           عمر چو فانيست ، دويدن چرا؟؟؟؟؟


 

نوشته شده توسط گمگشته ,

  جوک و اس ام اس
مرتبط با :
ارسال شده در: جمعه هشتم آذر 1387

 

 

به نام خدایی كه هستی را با مرگ ،دوستی رابی رنگ ، زندگی را با رنگ

 ،‌عشق را رنگارنگ ،رنگین كمان را هفت رنگ ، شاپرك را صد رنگ … و

من را دلتنگ تو آفرید …love struck

با وفا باشی، جفایت می كنند. بی وفایی كن، وفایت می كنند.

مهربانی گر چه آیینی خوش است، مهربان باشی، رهایت می كنند…

ترکه میره جبهه و از کمر به پایینش قطع میشه، بهش میگن:

چه احساسی داری؟ میگه: احساس می‌کنم تا کمر رفتم تو بهشتdrooling

دولت از اينکه مجلس حتی کارتهای صد آفرين دوران ابتدايی کردان را

 هم نپذيرفت ابراز تاسف کردhee hee

به بزرگترين عشق در کوتاه ترين جمله ي ممکن به روي لطيف ترين

گل سرخ يراي تو بهترين کس دنيام مي نويسم دوستت دارم

به اصفهانیه میگن انگیزه ات چیه هی کنکور می دی؟ میگه:

به خاطر ساندیس و کیک!

اصفهانیه به پسرش می گه وقتی می خوای با نامزدت بری سینما،

 داخل سینما باهاش قرار بذار، تا اون پول بلیط خودش رو خودش بده!

 پسره می گه: اِاِاِاِاِ، پس پول بلیط منو کی حساب کنه؟rolling on the floor

تعریف دانشجو: موجودى نحیف، عصبى، بى پول و شبیه به انسان!

 كه از تخم مرغ، گوجه و نیكوتین تغذیه می كند و دشمنى عجیبى

با كتاب دارد

دختر: مامان عشق چيه؟


مادر: هيچي مادر - اينو مردا ساختن تا پول ماها رو ندن !

یارو میره طواف کعبه، جو می گیرتش میزنه تو سرش و داد می زنه "

 وای خدا کشته شد"surprise

دوست غضنفر بهش میگه سی دی که بهم دادی خش داره؟


میگه: آخه آهنگای قشنگش رو علامت زدم
silly

نگو هرگز خداحافظ كه از تنهایی بیزارم/ زپیش من نرو هرگز كه من

 تنها تورا دارم

ميگن به ياد يكي بخوابي خوابشو ميبيني! مي ميرم برات تا هميشه

ببينمت!peace sign

گل را یک روز ، تو را هر روز ، گل را تا وقت پژمردن ، تو را تا وقت مردن ،

دوستت دارم.rose

باغبان درب را نبند من فرد گلچین نیستم ، من اسیر یک گلم

دنبال هر گل نیستم.

دلم احساس غم دارد/ در اين انبوه ويراني/كمي تا قسمتي ابري/

 و شايد باز باراني

یارو دم یه گربه رو گرفته بوده و می کشیده بهش می گن :

 گناه داره چرا دم گربه رو می کشی؟ می گه بابا من فقط دمش

رو گرفتم … خودش می کشه

با اينکه مي دانم دوست داشتن گناه است دوستت دارم با اينکه

مي دانم پرستش کار کافر است مي پرستمت با اينکه مي دانم

آخر عشق رسوايي است عاشقت مي شوم پس گناهکارم ، کافرم ،

رسوايم ولي همچنان دوستت دارم

اون منم که عاشقونه شعر چشماتو می گفتم….هنوز هم خیس می شه

 چشمام وقتی یاد تو می افتم…

مهم نبوده سوختنم، دور از تو پرپر زدنم، مهم تو بودی عشق من،

 نه قصه شكستنم، به افتخار عشق تو میگم كه بازنده منم…broken heart

به چشمانه مهربانه تو می نویسم حکایت بی نهایت عشق را تا

بدانی که محبت و عشق را در چشمان تو آموختم و با تو آغاز کردم

به پاکی چشمانم قسم که تا ابد… دوستت دارم

جز من اگرت عاشق و شیداست بگو ور میل دلت به جانب ماست بگو

ور هیچ مرا در دل تو جاست بگو گر هست بگو،نیست بگو،راست بگو..

نام نویسی جهت اعزام فوری به حج تمتع امسال شروع شده است.


جهت اقدام به دفتر تهیه و ارسال چارپایان جهت ذبح در عید قربان

مراجعه فرمایید.thumbs up

لحظه لحظه های زندگی را سپری می کنیم تا به خوشبختی برسیم

غافل از اینکه خوشبختی در همان لحظاتی بود که سپری شد (شریعتی)

دلم برای کسی تنگ است که چشمهای قشنگش را به عمق آبی دریای

واژگون می دوخت وشعرهای خوشی چون پرنده ها می خواند دلم برای

 کسی تنگ است که همچو کودک معصومی دلش برای دلم میسوخت

ومهربانی را نثار من می کرد دلم برای کسی تنگ است........

دوره ارزانیست … شرف اینجا ارزان … تن عریان ارزان … آبرو قیمت

یک تکه نان ... و دروغ از همه چیز ارزانتر … و چه تخفیفی خوردست ،

قیمت هر انسان!!

مهمترین لحظات زندگی لحظات تصمیم گیری است که سرنوشت ما

شکل می گیرد wave

نوشته شده توسط گمگشته ,

  مغز شما چند ساله است؟
مرتبط با :
ارسال شده در: یکشنبه سوم آذر 1387

مغز شما چند سالشه ؟

                                                 بعد دکمه استارت رو بزنید .

بعد از یک آماده باش ۳ – ۲ - ۱ بایستی جای اعداد رو

 که چند لحظه نمایش داده می شه به خاطر بسپارین

و روی جای اون ها به ترتیب از کم به زیاد کلیک کنین!!!


بعد از چند مرحله، سن مغز شما با توجه به زمان عکس العمل

 و درستی اون محاسبه و نمایش داده می شه !!!

نوشته شده توسط گمگشته ,

  ای عشق مدد کن که به سامان برسیم
مرتبط با :
ارسال شده در: شنبه دوم آذر 1387
نوشته شده توسط گمگشته ,

  بهترین ها
مرتبط با :
ارسال شده در: شنبه دوم آذر 1387

 بهترین بخشش آن است که منتظر تشکر نباشی .

 بهترین عادت آن است که در سلام پیش دستی

 کنی.

 بهترین خصلت آن است که هیچ کس را نرنجانی .

 بهترین خداحافظی آن است که حتما سلامی در

 پی داشته باشد .

 بهترین قدردانی آن است که در عمل باشد نه

 بر زبان

نوشته شده توسط گمگشته ,

  عشق فرمود: فراق از همه دشوارتر است
مرتبط با :
ارسال شده در: شنبه دوم آذر 1387

توي اين دنياي نامردي يه دختر نابينا بود كه يه دوست پسر داشت دختره دوست پسرشو خيلي دوست داشت به خاطر همين بهش ميگفت حالا كه من نابيناام ولي اگه دو تا چشم ميداشتم ميدادم به تو و واسه هميشه باهات ميموندم يه روز يه نفر پيدا شد چشماشو داد به دختره و دختره وقتي تونست دوست پسرشو ببينه ديد اونم نابيناست به پسره گفت ديگه نميخوامت از پيشم برو پسره دلخور شد وقتي ميخواست از پيشش بره  با اشك گفت ميرم ولي مواظب چشماي من باش

نوشته شده توسط گمگشته ,

  هر شب اندر عشق تو می سوزم و شب و روزم زجفا یکتا شدند شب و روزم زجفااا یکتا شدند
مرتبط با :
ارسال شده در: شنبه دوم آذر 1387
دخترا به پنج گروه اصلي تقسيم ميشن : ‌گروه اول دخترائي هستند كه پسرا رو بدبخت ميكنن! گروه دوم دخترائي هستند كه اشك پسرا رو در ميارن! گروه سوم دخترائي هستند كه جوون پسرا رو به لبشون ميرسونن! گروه چهارم دخترائي هستند كه كاري ميكنن پسرا روزي 18 بار‌آرزوي مرگ كنن! گروه 5 دخترائي هستند كه به اشتباه فكر ميكنن جزو هيچكدوم از گروههاي بالا نيستن

نوشته شده توسط گمگشته ,

  چند نکته
مرتبط با :
ارسال شده در: دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387

اول از همه ديگران را به ياد بياور و آخر از همه خود را فراموش کن

 

 اگر زندگي ات در خطر نيست. خود را به ستيز ميفکن

 

هنر شمشیر آن است که یکی را دو تا می کند ولی هنر عشق آن است که دو تا را یکی می کند.

التماس به خدا شجاعت است

، اگر برآورده شد رحمت است

، اگر برآورده نشد حكمت است

 ، التماس به خلق ذلت است

 ، اگر برآورده شد منت است

، اگر برآورده نشد خفت است

 

نوشته شده توسط گمگشته ,

  کد آهنگ برای وبلاگ از یار انلاین(2)
مرتبط با :
ارسال شده در: دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387
21 گروه 0111
0111 Group
وعده دیدار
Loveless
9286 87 87 پخش آهنگ کد آهنگ برای وبلاگ
22 گروه 0111
0111 Group
مهتابی
Mahtabi
4245 72 78 پخش آهنگ کد آهنگ برای وبلاگ
23 گروه 021
021 Group
باهم
BaHam
3161 63 84 پخش آهنگ کد آهنگ برای وبلاگ
24 گروه 021
021 Group
بازگشت
BazGasht
2280 40 90 پخش آهنگ کد آهنگ برای وبلاگ
25 گروه 021
021 Group
قانون
Ghanoon
3675 52 81 پخش آهنگ کد آهنگ برای وبلاگ
26 گروه 021
021 Group
خدا پاشو
Khoda Pasho
9731 102 90 پخش آهنگ کد آهنگ برای وبلاگ
27 گروه 021
021 Group
پابرجام
Pa barjam
1701 78 81 پخش آهنگ کد آهنگ برای وبلاگ
28 گروه 021
021 Group
يه مشت سرباز
Ye Mosht Sarbaz
8957 78 88 پخش آهنگ کد آهنگ برای وبلاگ
29 گروه 021
021 Group
من وایسادم
Man Vaysadam
7260 44 89 پخش و دانلود آهنگ کد آهنگ برای وبلاگ
30 گروه 021
021 Group
وطن پرست
Vatan Parast
5333 37 82 پخش آهنگ کد آهنگ برای وبلاگ
31 گروه 041
041 Group
زمستون سرد
Zemestoone Sard
721 16 58 پخش آهنگ کد آهنگ برای وبلاگ
32 گروه 7
7 Group
بی تو می میرم
Bito Mimiram
55909 222 87 پخش آهنگ کد آهنگ برای وبلاگ
33 گروه 7
7 Group
ستاره
Setareh
48650 195 85 پخش و دانلود آهنگ کد آهنگ برای وبلاگ
34 ابوالفضل فلاح
Abolfazl Fallah
برام مهم نیست اون کیه
Mohem Nist
35752 203 89 پخش آهنگ کد آهنگ برای وبلاگ
35 عادل حمیدباری
Adel HamidBari
میمیرم برات
Mimiram Barat
10666 63 84 پخش آهنگ کد آهنگ برای وبلاگ
36 افسر شهیدی
Afsar Shahidi
جدایی
Jodaee
10001 65 83 پخش آهنگ کد آهنگ برای وبلاگ
37 افشین سیاه پوشان
Afshin SiahPooshan
دوردونه
Dordooneh
4228 49 78 پخش آهنگ کد آهنگ برای وبلاگ
38 مرحوم آغاسی
Aghasi
امام زمان
Imam Zaman
31652 182 92 پخش آهنگ کد آهنگ برای وبلاگ
39 احمد یهودا
Ahmad Yahoda
خدا وکیلی
Khoda Vakili
4194 28 80 پخش آهنگ کد آهنگ برای وبلاگ
40 عبدالمالکی و ایمان ظهراب
Ali Abdolmaleki
من از خدامه
Az Khodame
31581 151 90 پخش آهنگ کد آهنگ برای وبلاگ
نوشته شده توسط گمگشته ,

  کد آهنگ برای وبلاگ از یار انلاین(1)
مرتبط با :
ارسال شده در: دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387
ردیف نام خواننده نام آهنگ تعداد بازدید تعداد امتیازدهنده امتیاز وضعیت دانلود کد آهنگ برای سایت یا وبلاگ شما
1 ..ارکستر ملل ایران
..
اولین سرود ملی ایران
First IRAN National Anthem
63578 417 87 پخش و دانلود آهنگ کد آهنگ برای وبلاگ
2 .گروه گپ
.Gap Group
ایران
IRAN
252 3 93 پخش آهنگ کد آهنگ برای وبلاگ
3 .گروه گپ
.Gap Group
وقت رفتن
Vaghte Raftan
190 6 70 پخش آهنگ کد آهنگ برای وبلاگ
4 .ایرج بسطامی
.Iraj Bastami
گلپونه ها
Golpooneha
371 12 100 پخش آهنگ کد آهنگ برای وبلاگ
5 .محمدرضا شجریان
.M. Shajarian
شب جدایی
Shabe Jodaee
239 8 80 پخش آهنگ کد آهنگ برای وبلاگ
6 .مهیار
.Mahyar
تولد
Tavalod
384 14 88 پخش آهنگ کد آهنگ برای وبلاگ
7 .مجید خراطها
.Majid Kharratha
لحظه آخر
Lahzeye Akhar
64 7 97 پخش آهنگ کد آهنگ برای وبلاگ
8 .مجید خراطها
.Majid Kharratha
مسافر
Mosafer
42 1 100 پخش آهنگ کد آهنگ برای وبلاگ
9 .سیاوش یوسفی
.Siavash Yousofi
بغض
Boghz
417 3 80 پخش آهنگ کد آهنگ برای وبلاگ
10 گروه 0098
0098 Group
دودره باز
Dodareh Baaz
10713 201 80 پخش آهنگ کد آهنگ برای وبلاگ
11 گروه 0098
0098 Group
خوش به حالش
Khosh BeHalesh
7264 40 83 پخش آهنگ کد آهنگ برای وبلاگ
12 گروه 0098
0098 Group
تریپت منو کشته
Tripet Mano Koshteh
15198 77 79 پخش آهنگ کد آهنگ برای وبلاگ
13 گروه 0098
0098 Group
برو حالشو ببر
Boro Halesho Bebar
25243 164 88 پخش آهنگ کد آهنگ برای وبلاگ
14 گروه 0111
0111 Group
بی من برو
Biman Boro
10206 132 87 پخش آهنگ کد آهنگ برای وبلاگ
15 گروه 0111
0111 Group
انرژی هسته ای حق ماست
Neuclear Power
4407 92 80 پخش آهنگ کد آهنگ برای وبلاگ
16 گروه 0111
0111 Group
خاطرات مرده
Khaterate Mordeh
4509 54 81 پخش آهنگ کد آهنگ برای وبلاگ
17 گروه 0111
0111 Group
ساحل دریا
Sea Shore
13241 123 87 پخش آهنگ کد آهنگ برای وبلاگ
18 گروه 0111
0111 Group
میخوام عاشق باشم
Ashegh Basham
5435 53 78 پخش آهنگ کد آهنگ برای وبلاگ
19 گروه 0111
0111 Group
خداحافظ
Farewell
27367 141 87 پخش آهنگ کد آهنگ برای وبلاگ
20 گروه 0111
0111 Group
زمان شادی
Happy Time
17091 69 85 پخش آهنگ کد آهنگ برای وبلاگ
نوشته شده توسط گمگشته ,

  دعا
مرتبط با :
ارسال شده در: شنبه بیست و پنجم آبان 1387

خدایا ما را به راه راست هدایت فرما .

 اگه نشد راه راست را به سوی ما کـج فرما.

 الهی آمین . الهی آمین . الهی آمین . الهی آمین .الهی آمین

نوشته شده توسط گمگشته ,

  راهنمای اتصال کامپیوتر به اینترنت از طریق GPRS ( ترفند موبايل )
مرتبط با :
ارسال شده در: یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387

برای اتصال کامپیوترتان به اینترنت از طریق GPRS به دو روش میتوایند عمل کنید.
1 – از طریق نرم افزار موجود در PC Suite
2 – از طریق Connection Wizard ویندوز

که در این مطلب ما از روش دوم که ساده تر است استفاده میکنیم و برای تمامی گوشی ها قابل استفاده میباشد.

قبل از شروع به کار ابتدا مطمئن شوید که تنظیمات GPRS بر روی گوشی شما بدرستی انجام گرفته است یعنی اینکه میتوانید از طریق موبایل خود به اینترنت متصل شوید . تنظیمات GPRS برای مشترکین ایرانسل

برای شروع نرم افزار مربوط به گوشی خود را از درون CD بر روی کامپیوتر خود نصب کنید سپس از طریق کابل USB با بلوتوث گوشی را به کامپیوتر متصل نمایید و کمی صبر کنید تا مشخصات و تجهیزات گوشی شما بطور کامل توسط کامپیوتر شناخته شود و پیغام Found new hardware , your new hardware is installed and ready to use در Taskbar ظاهر شود.

حالا از طریق New Connection Wizard یک کانکشن dialup درست کنید ، پس از گذراندن سه مرحله اول به قسمتی میرسید که باید مودم گوشی را انتخاب کنید. ما در این آموزش از گوشی سونی اریکسون مدل K750i استفاده کردیم که مودم Sony Ericsson 750 USB WMC Modem که گذینه مورد نظر ماست را تیک میزنیم و مراحل کار را ادامه میدهیم.
(توجه داشته باشید که نام مودم مورد استفاده در تمامی گوشی های سونی اریکسون به همین شکل است و فقط مدل گوشی تغییر میکند. در مورد مودم مورد استفاده در برند های دیگر اطلاعی ندارم )

پس از انتخاب نام کانکشن ، باید شماره #8***99* را بجای شماره تلفن ISP در کارد مربوطه وارد نمایید و در مرحله بعد کادرهای مربوط به Username و Password را خالی بگذارید و مراحل ساخت کانکش را به پایان ببرید

کار تمام است و تنها کاری که باید بکنید اینکه که مثل همیشه دکمه Dial را فشار دهید مطمئنا برای ورود به دنیای اینترنت شما را زیاد منتظر نمیگذارد.


 

نوشته شده توسط گمگشته ,

  ویروس کشی بدون استفاده از هیچ نوع آنتی ویروس
مرتبط با :
ارسال شده در: یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387
خیلی اوقات پیش می آید که کامپیوتر شما دچار ویروسی می شود که امکان اسکن و تشخیص آن توسط آنتی ویروس وجود ندارد و یا آنکه ویروس با تشخیص نصب بودن آنتی ویروس بروی سیستمتان عملکرد آن را دچار اختلال می کند و مانع از این می شود که شما بتوانید از آنتی ویروس خود برای اسکن کامپیوتر استفاده کنید. در این شرایط چه باید کرد؟ آیا راهی وجود دارد که بتوان در این شرایط کامپیوتر را خودمان اسکن کنیم و مشکل به وجود آمده در آنتی ویروس را برطرف کرد؟ پاسخ تمامی این سوالات مثبت است! در این ترفند قصد داریم به معرفی روشی ابتکاری و در عین حال کاربردی بپردازیم که با استفاده از آن میتوانید کامپیوتر خود را شخصأ اسکن کنید و ویروس موجود را پاک کنید ، بدون بهره گیری از هیچ نوع آنتی ویروسی!

اولین قدم برای اسکن کردن کامپیوترتان نمایش فایل های مخفی در کامپیوتر می باشد.

برای انجام این کار : ابتدا با مراجعه به My Computer بروی منوی Tools کایک کنید و از منوی حاصل بروی عبارت Folder Options کلیک کنید. سپس بروی برگه View کلیک کنید و در این برگه تیک کنار عبارت های Show Hidden Files and Folders را فعال کنید و تیک کنار عبارت Hide Extensions For Known File Types را بردارید و بروی عبارت OK کلیک نمایید.
اینک از طریق مسیر C:/Windows/system32 به پوشه System32 مراجعه کنید. پس از ورود به پوشه system32 بروی منوی View کلیک کنید و از منوی حاصل عبارت Details را انتخاب کنید.
حال در پوشه system32 بروی جدا کننده Date Modified کلیک کنید و آنرا به سمت راست بکشید به طوری که تاریخ تمامی فایل ها یه طور کامل نمایش داده شود.
فایل های نمایش داده شده در پوشه system32 فایل های سیستمی مربوط به ویندوز می باشد که اکثرا با پسوند dll می باشد و این بخش معمولا مورد هدف ویروس ها و Spyware قرار می گیرد و خود را در بین این فایل ها مخفی می کنند.

اگر دقت کنید متوجه خواهید شد که اکثر این فایلهای قرار گرفته در این بخش دارای یک زمان مشخص می باشد و این زمانها (مثلا 8/10/2004) معرف این می باشد که مایکروسافت در این تاریج برنامه مربوط به فایل مورد نظر را به پایان رسانیده است (ترفندستان) و در واقع این زمان ها هیچ ربطی به زمان نصب ویندوز ندارد. حال اگر ویروس و یا spyware به این بخش حمله کند زمان آن با زمان فایل های سیستمی موجود در پوشه system32 مطابق ندارد و زمانی جدید تر از زمان مربوط به فایلهای سیستمی ویندوز خواهد بود و به راحتی از طریق مشاهده زمان های قرار گرفته در Date Modified قابل تشخیص می باشد. البته نکته بسیار مهم که باید توجه شود این است که نصب یک سخت افزار جدید و یا یک نرم افزار خاص می تواند فایلی را در این بخش کپی کند که زمان آن با زمان فایل های سیستم مطابق ندارد.

پس برای اینکه فایلی را در این بخش به اشتباه پاک نکنید روشی را مطرح میکنیم که این اشتباه رخ ندهد:
اگر میان فایل های واقع در پوشه system32 به فایلی برخورد کردیدکه تاریخ آن با تاریخ فایل های سیستمی ویندوز مطابقت نداردبروی این فایل کلیک راست کنید و گزینه Properties را انتخاب نمایید. سپس در پنجره Properties بروی برگه Version کلیک کنید و در این برگه نام کمپانی و ورژن فایل مورد نظر را مطالعه کنید.
اگر اطلاعات این فایل شامل نام کمپانی و خیلی اطلاعات دیگر برایتان آشنا نبود نام فایل مورد نظر را در موتور جستجو گر گوگل تایپ کنید و اگر در نتایج جستجو به این اشاره شده بود که این فایل ویروس است حتما آن را پاک کنید ولی اگر در نتایج جستجو به آلوده بودن این فایل اشاره نشده بود این فایل به واسطه یک سخت افزار و یا نرم افزاری به وجود آمده است.

به نقل از ترفندستان


نوشته شده توسط گمگشته ,

  پيشگوئيهاى نوسترآداموس و انقلاب <جهانى امام مهدى(عج)>
مرتبط با :
ارسال شده در: جمعه دهم خرداد 1387
 

توجه منبع سايت موعود:

 

پيشگوئيهاى نوسترآداموس و انقلاب <جهانى امام مهدى(عج)>

نويسنده :رسول نيمروزى

مقدمه
هنگامى كه پل ترنر Paul) (Turner تهيه كننده معروف استراليايى در طى برنامه‏اى ماهواره‏اى تحت عنوان: نوستر آداموس: مردى كه فردا را پيش‏بينى مى‏كند. خطر روزافزون ايران وانقلاب اسلامى ايران براى غرب و تمدن غربى مطرح كرد و در طى اين برنامه تمام آنچه را كه نوسترآداموس در بيش از 390 سال پيش از آن تاريخ »آگوست 1989م« پيشگوئى كرده بود منتسب به ايران كرد؛ هيچ سياستمدارى حرف وى را چندان جدى نگرفت؛ چرا كه موقعيت ايران در سال 1989، نه تنها به هيچ وجه مناسب نبود؛ بلكه به واسطه جنگ تحميلى و عواقب ناشى از آن و تحريمهاى شديد اقتصادى بسيار شكننده و حساس بود. ليكن پس از به واقعيت پيوستن واقعه يازدهم سپتامبر در آمريكا كه اتفاقاً در فيلم به صراحت به آن اشاره مى‏شود (وقوع دو انفجار مهيب و عظيم در New City) همگان شگفت‏زده و نگران شدند؛ به نحوى كه رئيس‏جمهور نه چندان باهوش آمريكا، پس از وقوع اين حادثه به تبعيت از نوسترآداموس، ايران را هم يكى از »محورهاى شرارت« در جهان معرفى كرد و از اين طريق بر وحشت و ترس عميق هيأت حاكمه آمريكا از ايران (پرشيا) صحّه گذاشت.
در اين مقاله سعى نگارنده بر آن نيست كه بر پيشگوئيهاى نوسترآداموس صحّه بگذارد يا از آن دفاع كند و يا به هر طريق ممكن آن را خزعبلاتى هذيان‏گونه جلوه دهد؛ بلكه حداكثر كوشش نگارنده بر آن است كه ديدگاه غرب و تمدن غربى نسبت به پيشگوئيهاى شگفت‏آور نوسترآداموس را مورد بررسى و مداقه قرار داده و اين پيشگوئيها را كه اغلب درباره ايران يا كشورهاى اسلامى بوده؛ مورد بررسى قرار دهد. البته بايستى در نظر گرفت كه بدون شناخت اين پيشگوى كبير نمى‏توان حساسيتهاى انسان غربى نسبت به انسان شرقى را شناخت؛ چرا كه اغلب سياستمداران و متفكران غربى عميقاً به ستاره‏شناسى، طالع‏بينى و آينده‏نگرى همراه با ادبيات رمزى (Occult) معتقدند و حتى نظريه‏پرداز معروف هاروارد؛ يعنى ساموئل هانتينگتون نيز تئورى برخورد تمدنها The clash of) (civilizations را از نوسترآداموس به عاريت گرفته است. پيشگويى نوسترآداموس درباره واقعه يازدهم سپتامبر و تأثير شگرفى كه بر نگرش و فرهنگ آمريكايى گذاشت مى‏تواند منجر به تحولى اساسى نسبت به ديدگاه غرب درباره انقلاب اسلامى ايران شود، همانكه نبايد به سادگى از كنار آن گذشت.
»... آسمان، در چهل و پنج درجه (مختصات جغرافيايى نيويورك؟!) خواهد سوخت، آتش به شهر جديد (New City)، نزديك مى‏شود.1
جالب‏ترين نكته در مورد پيشگوئيهاى نوسترآداموس آن است كه وى به ندرت نام كشورى را به صراحت و آشكارا ذكر مى‏كند، حال آنكه در مورد ايران (Parsia) به صراحت عنوان مى‏كند كه ايران، جهان را تسخير خواهد كرد. ايران از طريق آناتولى، فرانسه و ايتاليا را فتح خواهد كرد و بالاخره ايران باعث وقوع جنگ جهانى سوم خواهد شد.2 بنابراين، در گام نخست بايستى نوسترآداموس را بيشتر و بهتر بشناسيم و راز و رمز تأثيرگذارى وى بر تمدن غربى را از اين طريق دريابيم.
ميشل دونوسترادام Michel) (De Nostradame كه بيشتر با نام لاتين خود؛ يعنى نوسترآداموس (Nostr Adamus) شناخته شده است؛ در روز چهاردهم دسامبر سال 1503 م. در ناحيه سن رمى فرانسه متولد شد.
خانواده وى از شجره پزشكى يهودى و ايتاليايى الاصل بود. پدر بزرگ وى در شكل‏گيرى و تربيت نوسترآداموس نقش اساسى داشته و آموزه‏هاى اشراقى مكتب كاباليست‏ها را مستقيماً به وى تعليم داده است. نوسترآداموس در سن 22 سالگى از دانشگاه بسيار معتبر آن روزگار فرانسه؛ يعنى مون‏پليه در رشته پزشكى فارغ‏التحصيل شد و براى نجات بيماران از بيمارى مرگ سياه يا طاعون، بلافاصله مشغول به كار شد. شاوينى، پيرو و مفسر معروف نوسترآداموس مى‏نويسد كه وى سه سال تمام بر روى نخستين اشعار وحى‏آميز خود كه از آينده و رويدادهاى آن خبر مى‏آورد كاركرد و در سال 1555م. دفترى را - كه در بر گيرنده بيش از سيصد پيشگويى شعرگونه بود - به پسرش سزار هديه كرد. سپس در سالهاى بعد مجموعه كاملى از شعرواره‏هاى نوسترآداموس در 1000 قطعه؛ يعنى 10 سانتورى كه هر سانتورى مشتمل بر 100 قطعه بود، را منتشر شد. نوسترآداموس بر خلاف شايعات واهى و عبثى كه پيرامون شيطان‏پرستى و خداستيزى به وى نسبت داده‏اند، فردى عميقاً مؤمن و پاى‏بند به مذهب كاتوليك به بود و در نامه‏اى به پسرش صريحاً متذكر مى‏شود كه:
»... و از زمانى كه اراده ذات خداوند متعال بر اين قرار گرفته كه تو فقط در نور طبيعى و در اين نقطه زمين به دنيا بيايى... از آنجايى كه برايم ممكن نيست نوشته‏اى را به صورت رسمى و كامل برايت به ارث بگذارم؛ چون بر اثر بى‏عدالتى و گذشت زمان نابود خواهد شد...؛ چون كه همه چيز تحت اختيار و سلطه قادر متعال و خداوند يكتا قرار دارد.
در واقع او با اين عبارات، صريحاً اشاره به عدم اصالت ادبيات رمزى علم اخترشناسى و طالع‏بينى نموده است و همه اراده‏ها را موكول به خواست و اراده خداوند متعال مى‏نمايد.

بررسى پيشگوئيهاى نوسترآداموس درباره »جهانى شدن انقلاب اسلامى ايران«
»شاهزاده عرب، مريخ، خورشيد، ناهيد، شير، حكومت كليسا را از طريق دريا از پاى در خواهد آورد، از جانب ايران (پرشيا) بيش از يك ميليون پرهيزگار به بيزانس و مصر، به سوى شمال هجوم خواهند آورد.«3
»از كشور عربى خوشبخت (در منطقه غنى و ثروتمند اعراب) شخصى قدرتمند و مسلط بر شريعت [حضرت] محمد(ص) زاده خواهد شد، اسپانيا را به دردسر انداخته و بر گرانادا (غرناطه) مستولى مى‏شود. از طريق دريا بر مردم نيكوزيا ظفر خواهد يافت.«4
»مرد مشرقى از محل استقرار خويش خارج خواهد شد، براى ديدار فرانسه از كوه آپونين خواهد گذشت، از فراز آسمان، از برف‏ها، درياها و كوهها گذر خواهد كرد و همگان را با عصايش مضروب خواهد كرد...«5
ادبيات رمزآلود، واژه‏اى است كه به بهترين نحو مى‏تواند عمق معانى شعرواره‏هاى نوسترآداموس را بيان كند؛ چرا كه طبق نظر اغلب مفسران معروف نوسترآداموس؛ يعنى اريكاچيتهام، گى بوحك و ژان شارل دو فن برون، حداقل وقايع ذيل را مى‏توان بدون هيچ شك و ترديدى از ميان شعرواره‏هاى رمز آلود نوسترآداموس بر شمرد:
آتش‏سوزى بزرگ لندن در سال 1666م. اعدام چارلز اول، روى كارآمدن حكومت مذهبى كرامول در انگلستان، وقوع انقلاب فرانسه، انقلاب روسيه، رويارويى استالين و تروتسكى پس از مرگ لنين، اضمحلال رژيم شوروى، اعدام لويى شانزدهم و مارى آنتوانت، به قدرت رسيدن ناپلئون و انتخاب لقب امپراتور توسط وى، به قدرت رسيدن هيتلر و رژيم نازى، به قدرت رسيدن موسولينى در ايتاليا و ژنرال فرانكو در اسپانيا، ترور كندى، سقوط شاه ايران و وقوع انقلاب اسلامى در ايران، رهبرى امام خمينى(ره) از فرانسه - او دقيقاً عنوان مى‏كند كه رهبر ايران از فرانسه باعث سقوط شاه ايران مى‏شود - ، وقوع حادثه يازدهم سپتامبر و آتشى كه در برجهاى دوقلوى شهر جديد (نيويورك) ايجاد مى‏شود و بسيارى از حوادث تاريخى ديگر از سالهاى 1555 ميلادى به بعد كه حدوداً 450 سال را دربر مى‏گيرد.
دو محاصره،
در گرمايى سوزان، انجام مى‏گيرد.
آن مرد،
از فشار تشنگى،
به خاطر دو فنجان مملو از آب،
كشته مى‏شود.
دژ نظامى، مملو مى‏شود،
و يك آرمانگراى كهنسال [امام خمينى (ره)]
نشانه‏هاى نيرا (سرزمين ايران) را
به اهالى ژنو [سازمان ملل متحد]
نشان خواهد داد.«6
رهبر پاريس،
اسپانياى بزرگ را اشغال مى‏كند،
كشتيهاى جنگى
در برابر مسلمانان [محمدى‏ها] كه از پارتيا [ناحيه‏اى در ايران] و مديا [ناحيه‏اى در ايران] برخاسته‏اند، مى‏ايستند. آن مرد، سيكلاد [اروپا] را تاراج مى‏كند، و آنگاه انتظارى بزرگ در بندر يونان حكمفرما مى‏شود.
در مجموع نوسترآداموس به اين موضوع به صراحت اشاره مى‏كند كه ايران (پارت، نيرا، پرشيا، مديا) با كمك مسلمانان سراسر جهان، از جمله كشورهاى عربى و مخصوصاً سوريه، عربستان سعودى و ليبى حكومت مقتدرى را تشكيل مى‏دهند و پس از جنگى مذهبى كه هسته آن از لبنان شروع مى‏شود و عمدتاً بر عليه اسرائيل است، جهان را به تسخير خود درمى‏آورند و سپس جنگى جهانى و عظيم رخ خواهد داد و جهان نابود خواهد شد.7
در هنگامه دميدن خورشيد،
آتش بزرگ، ديده خواهد شد؛
صدا و روشنايى،
در امتداد شمال، ادامه خواهد يافت.
در ميانه كره خاك،
مرگ و آواى مرگ، شنيده خواهد شد؛
مرگ از درون سلاحها،
آتش و خشكسالى
آنان را به انتظار خواهند نشاند.
در خاتمه، اين سرزمين به واسطه جنگ جهانى سوم نابود و نامسكون خواهد شد.8
سرزمين مسكونى،
از سكنه خالى خواهد شد؛
براى به دست آوردن سرزمينها،
جدال و اختلاف شديدى درمى‏گيرد؛
قلمروها به مردانى سپرده خواهد شد؛
كه از غرور و سربلندى تهى خواهند بود.
سپس، براى برادران بزرگ،
نفاق و مرگ
پيش خواهد آمد.
و از چنين برمى‏آيد كه ايران، جهان را ابتدا از طريق حمله به تركيه (و مقدونيه) به تصرف خود درخواهد آورد:
شب در آسمان، مشعلى رو به خاموشى، ديده خواهد شد. در مركز رن، جنگ و خشكسالى به بار مى‏آيد، كمك خيلى دير مى‏رسد. پرشيا (ايران) حمله آورده و ماگدونيا و در جاى ديگر مى‏گويد: (مقدونيه) را به محاصره درمى‏آورد.9
تو اى فرانسه!
اگر،
از آبهاى ليگوريا گذر كنى؛
خود را،
در ميانه دريا و جزاير،
در محاصره خواهى يافت؛
و پيروان محمد،
در برابر تو خواهند ايستاد.
و همچنين
تو، اى درياى آدرياتيك!
استخوان خران و اسبان را
خواهى جويد.10
و باز مى‏گويد:
آن مرد،
با سلاحها و آتش درخشان،
در نزديكى درياى سياه،
از پرشيا براى تسخير ترابوزان
خواهد آمد.
فاروس و ميتيلن به لرزه در خواهد آمد؛
خورشيد،
درياى آدرياتيك را كه مملو از اجساد اعراب است؛
روشن خواهد كرد.11
و سپس نوسترآداموس، عواقب جنگ اتمى و نابودى تدريجى جهان به واسطه جنگ جهانى سوم را شرح مى‏دهد:
»كسوفى در پيش خواهد بود كه از زمان آفرينش گيتى تا زمان مرگ و مصائب حضرت مسيح و از آن زمان تا به امروز هرگز رخ نداده است و جهان چنين ظلمتى به خود نديده است...«12
كه در اين مورد آيات مربوط به قيامت در سوره قيامت به ذهن انسان تداعى مى‏شود:
فإذا برق البصر و خسف القمر و جمع الشمس و القمر يقول الإنسان يومئذ أين المفرّ.
هنگامى كه بينايى خيره مى‏گردد، و ماه فرو مى‏رود، و خورشيد و ماه گرد هم آيند، آن روز انسان مى‏گويد: به كجا فرار كنم؟
»مرد والامقامى از تبار عرب به زودى پيش خواهد تاخت. از سوى اهالى بيزانس به او خيانت خواهد شد. از شهر قديمى رودس به پيشواز او خواهند آمد، از جانب هانگرى [مجارستان] متحمل آزار بسيار خواهد شد.«13
»در حوالى درياى آدرياتيك بر اثر توفانى عظيم، كشتى غرق مى‏شود و زمين به لرزه درآيد و به سوى آسمان پرتاب مى‏شود و دوباره فرو مى‏افتد؛ در مصر جنبش پيروان محمد افزايش مى‏يابد و پيكى به (آن سوى مرزها) فرستاده مى‏شود تا خبر را اعلان كند.«
»... شهرها آلوده و كثيف گشته، باعث اعتراض و شرمسارى زيادى خواهد شد، و تاريكى و جهل فقط با درخشش نور از بين مى‏رود و با تغييراتى حكومت جهل و ظلمت پايان خواهد يافت...«
رهبرى اصلى مشرق زمين با شورشهاى زيادى روبرو خواهد شد، كه اكثراً از طرف شمالى‏ها و غربى‏هاى مغلوب شده است، كه عده‏اى كشته و برخى مورد آزار قرار گرفته‏اند و بقيه در حال گريزند و فرزندانشان كه از زنان متعددى هستند، زندانى شده‏اند.14
م.پ. ادوارد در كتاب خود در باب پيشگوئيهاى نوسترآداموس نقل مى‏كند كه سانتورى هشتم، قطعه 6 مربوط به وقوع جنگ جهانى سوم است:
»... جنگ و خونريزى براى مرتبه سوم حتمى است؛ آتش به حدى است كه درياها به جوش مى‏آيد و از دولت‏ها فقط دو دولت و از جهان فقط نيمى باقى مى‏ماند...«15
شاهزاده ليبيايى [كه نماينده حكومت ايران است] در غرب به قدرت خواهد رسيد، يك فرانسوى از اعراب به شدت مكدر خواهد شد، دانشمند اديب [ادبا] خود را با اوضاع وفق خواهند داد، زبان عرب بر فرانسه پيشى مى‏گيرد...«16
در نزديكى سوربن جهت حمله به مجارستان
قهرمانى از اهالى برودها [سياه‏پوستان] به آنان هشدار خواهد داد.
رهبر بيزانس، سالون از اسلاوينا،
آنان را به شريعت محمد[(ص)] در خواهد آورد.
همچنين نوسترآداموس در چنين مى‏سرايد كه:
»امپراتورى مقدس به آلمان خواهد آمد؛
پيروان اسماعيل جايگاه بى‏مانع خواهند يافت.
آدمهاى نادان همچنان خواستار كارمانى [شريعت كهنه] هستند. تمامى حمايت كنندگان [محمد»ص«] سراسر گيتى را خواهند پوشاند.«17
بنابراين، نوسترآداموس در اغلب سانتورى‏ها از جمله سانتورى 5 نسبت به فتح جهان به وسيله شريعت حضرت محمد(ص) به غرب و تمدن غربى هشدار مى‏دهد و به جهانيان اعلام مى‏كند كه روزى مسلمانان به رهبرى ايران و تمدن ايرانى بر جهان مسلط خواهند شد كه اين بى‏شك در پيوند با گسترش و جهانى شدن انقلاب اسلامى ايران است.


معرفي به دوستان
نوشته شده توسط گمگشته ,

  متن کامل کتاب «آرماگدون: تدارک جنگ بزرگ»
مرتبط با :
ارسال شده در: جمعه دهم خرداد 1387


متن کامل کتاب «آرماگدون: تدارک جنگ بزرگ»


نویسنده: گریس هال سل

تـرجمــه: خســرو اســدی

-------------------------------------------

 

نبرد هارمجدّون(1)  

از سال 1980، اين عادت در من پيدا شده است كه هر يكشنبه، برنامه «ساعت بشارت انجيل كهن» فال ول را در تلويزيون بگيرم.  

براى آنكه مطالب بيشترى درباره خداشناسى هار مجدون فال ول بدانم؛ و دريابم كه پيروانش تا چه اندازه مانند خودش فكر مى‏كنند، در سال 1983، در گشت مسافرتى به سرپرستى او به سرزمين قدس، نام نويسى كردم.  

من يكى از 630 نفر مسيحى‏اى بودم، كه از نيويورك به تل آويو پرواز كرديم. در آنجا ما را به گروههاى حدود 50 نفرى تقسيم كردند. به هر يك از گروهها يك اتوبوس و يك راهنماى اسراييلى اختصاص داده شده بود. ما پس از يك استراحت شبانه با اتوبوس ها يمان به راه افتاديم.  

حالا در اين سفر كوتاه، شما هم با من همراه شويد:  

براى اين كه به دره مجدو برويم، از تل آويو حدود 55 مايل به طرف شمال سفر ‏مىكنيم. به محلى مى‏رسيم كه در 20 مايلى جنوب - جنوب شرقى حيفا، قرار دارد و فاصله آن از درياى مديترانه، حدود 15 مايل است پس از پياده شدن از اتوبوس، با كلايد، يك مدير اجرايى بازرگانى بازنشسته از مينياپوليس، كه سالهاى آخر دهه 60 سالگى خود را مى‏گذراند، همگام مى‏شوم. كلايد، فارغ التحصيل كالج است و در جنگ دوم جهانى، در ارتش آمريكا با درجه سروانى، در آفريقاى شمالى و اروپا، خدمت كرده و به خاطر فرماندهى هوشمندانه سربازانش و شجاعت شخصى اش در زير آتش دشمن به گرفتن نشان افتخار، مفتخر شده است. قدى دارد در حدود شش پا و هيكلى مناسب، كه آن را نتيجه خدمتش در ارتش مى‏داند.  

همسر كلايد دو سال پيش درگذشته است و به همين جهت در اين سفر تنهاست. سر و وضعش تميز و مرتب است. با شلوارى پشمى، پيراهنى سفيد، كراوات مناسب و كت كشمير؛ سرى دارد پرمو كه تنها بخشى از آن خاكسترى شده است.  

فاصله كوتاهى تا يك تل يا پشته كوچك، پياده طى مى‏كنيم. اين تپه‏اى است مصنوعى، كه از لايه‏هاى مختلف يا برجا مانده از گياهان و جانوران و يا جامعه‏هاى باستانى كهن پوشيده شده است.  

كلايد توضيح مى‏دهد: «زمانى در اينجا يك شهر قديمى كنعانى قرار داشته است» و اضافه مى‏كند كه ما در لبه جنوبى فضاى بزرگ گسترده و هموار دشت اسدرالون (2) قرار داريم، كه در كتاب مقدس «دره جزرال» هم گفته شده است.  

در زمانهاى قديم مجدو شهر بسيار مهمى بود. اين شهر در محل تقاطع دو جاده مهم استراتژيك نظامى و كاروان رو قرار داشت.  

كلايد، اين كهنه سرباز از تاريخ دان مى‏گويد: «جاده ماريس، يعنى جاده باستانى ساحلى، كه مصر را از راه مجدو، به دمشق و مشرق مربوط مى‏ساخت، از اين دره مى‏گذشت.»  

مى‏گويم: «پس با اين توصيف، اين محل هميشه ميدان جنگ بوده است؟»  

كلايد پاسخ مى‏دهد: «بله، برخى از تاريخ نويسان اعتقاد دارند، كه در اينجا بيش از هر جاى ديگر در جهان، جنگ روى داده است. فاتحان كهن هميشه مى‏گفتند، هر فرماندهى كه مجدو را داشته باشد، در برابر همه مهاجمان پايدارى مى‏كند.»  

«شما در صحيفه يوشع بن نون (باب 12، آيه 21)(3) مى‏خوانيد كه چگونه يوشع و اسراييليان، در اينجا كنعانيان را شكست دادند. و در «كتاب داوران» باب چهارم و پنجم مى‏خوانيد كه دو قرن پس از آن نيروهاى اسراييلى در زير فرماندهى دبوره و باراق، در نبردى بر سيسرا سردار كنعانيان چيره شدند.(4)»  

«و بعد چنانكه مى‏دانيم، شاه سليمان اين شهر را مستحكم ساخت و به مركزى براى اسبها و ارابه هايش بدل كرد.  

حتى در طى سالهاى عمر من هم در اينجا نبردهاى مهمى داشته‏ايم. نزديك به پايان نخستين جنگ جهانى، در سال 1918، ژنرال انگليسى آلن بى، درست در همين جا در مجدّو، به پيروزى قاطعى بر تركها دست يافت.»  

همه عضوهاى گروه ما، به پياده روى خود تا يك نقطه مناسب ادامه مى‏دهيم و سپس در نقطه‏اى كه بر همه دره جزدال كه به سوى شمال غربى تا دوردست اشراف دارد، غرق تماشا مى‏شويم.  

كلايد با صداى هيجان زده‏اى مى‏گويد: «و سرانجام، حالا دارم ميدان آخرين نبرد بزرگ را تماشا مى‏كنم!»  

مى‏پرسم: اما آخر شما از كجا مى‏دانيد كه نبرد نهايى در اينجا روى خواهد داد؟  

- «شما همين اسم - يعنى مجدّو - را بگيريد، كلمه عبرى هار، يعنى كوه را به آن اضافه كنيد. اين دو كلمه به شما هارمجدّو را مى‏دهد، كه ما هارمجدّون ترجمه مى‏كنيم.»  

در حالى كه او صحبت مى‏كند، من مى‏كوشم استدلال او را، با جستجوى هار يا كوه دنبال كنم؛ اما كوهى پيدا نمى‏كنم. با وجود اين، چون دره روبروى خودمان را مى‏توانيم ببينم، پس نقطه مناسبى كه روى آن ايستاده‏ايم، بآسانى مى‏تواند هار (كوه) تلقى بشود. اما با همه اينها، آيا هارمجدّو - كه كلمه كلمه به معنى كوه مجدو است - به يك محل دلالت مى‏كند يا يك رويداد؟  

كلايد، كمى با بى حوصلگى پاسخ مى‏دهد: «نه، نه، اين ميدان نبردى است كه همه ملتها در آن درگير مى‏شوند. اين آخرين نبرد ميان نيروهاى نيكى و نيكوكارى به رهبرى مسيح و نيروهاى شيطانى به رهبرى دجال خواهد بود.»  

من، مانند ميليونها مردم ديگر، سخن كلايد را باور مى‏كنم. من هميشه چيزهايى درباره هارمجدّون شنيده بودم، اما با همه شنيدن هاى اين واژه اشتقاق آن را نمى‏دانستم. پرسيدم كه آيا درباره اين واژه هارمجدّون مطالب زيادى خوانده‏ايد؟  

- «مى‏دانيد، واژه هارمجدّون تنها يك بار در انجيل آمده است؛ يعنى درست همان كه در كتاب مكاشفه يوحنا باب شانزدهم، آيه 16 آمده است؛ و سپس اين آيه مختصر را نقل مى‏كند:  

«و ايشان را به موضعى كه آن را در عبرانى هارمجدّون مى‏خوانند، فراهم آوردند.»  

از آن جا كه اين واژه در زندگى ما نقش چنين با اهميتى دارد، اميدوارم بتوانم اشتقاق آن را پيدا كنم، من آنچه را كه كلايد گفت تكرار مى‏كنم: در كتاب عهد عتيق، هيچ ذكرى از اين واژه نشده است. در كتاب عهد جديد هم تنها يك مورد، يعنى در باب مكاشفه كه گاهى مكاشفات، يا مكاشفه يوحناى قديس هم گفته مى‏شود، آمده است. اما من هنوز سردرگم هستم، در حالى كه در مكاشفه، از «محلى» به نام هارمجدّون صحبت مى‏كند، كلايد اصرار دارد كه هارمجدّون معنى يك نبرد را مى‏رساند.  

كلايد مى‏گويد: «يوحناى پيش گو كتاب مكاشفه را نوشته است؛ و چنانكه مى‏دانيم ما از همين اثر يوحنا است كه بيشترين اطلاعات خودمان را از آخرين روزهايى كه داريم مى‏گذرانيم، به دست مى‏آوريم. او تصوير كاملى از آخرين نبردى كه بايد درست در همين محل صورت بگيرد، به دست داده است. به ياد داريد كه او در پيشگويى خود از اين نبرد بزرگ، مى‏نويسد(5):  

«و بلدان امتها خراب شد... و هر جزيره گريخت و كوهها ناياب گشت.» و بعد مى‏افزايد:  

«خداوند همه چيز را درباره آينده مى‏داند. هيچ چيز را از او گريزى نيست. خداوند از همان آغاز مى‏داند، چه كسى به هاويه خواهد رفت و چه كسى دقيقا نخواهد رفت. هنگامى كه خداوند قانون را نازل كرد، دقيقا مى‏دانست كدام انسان قادر به رعايت آن نخواهد بود.»  

من به خودم جرات داده مى‏پرسم: «خداوند از پيش مى‏داند؟ و از پيش مقرر كرده است؟»  

- «شما بايد به خاطر داشته باشيد كه اين از پيش دانستن، تعيين كننده همه چيز نيست. اما آنچه كه خداوند مى‏داند، فراتر از هر حدس و گمانى است. آنچه خداوند مى‏داند، با يقين كامل صددرصد مى‏داند؛ و او همه چيز را مى‏داند.  

«در كتاب مكاشفه، خداوند با بكار گرفتن يوحنا، توصيف كاملى از آنچه كه اين جنگ آخرالزمان خواهد بود، به ما مى‏دهد»  

و ادامه مى‏دهد:«يك ارتش 200 ميليونى شرقى در طى يك سال به سمت غرب به حركت درمى آيد. اين ارتش به حركت درمى آيد و در تغيير مكان خود پرجمعيت‏ترين ناحيه‏هاى جهان را پيش از رسيدن به رودخانه فرات، ويران خواهد ساخت.»  

«باب 16 مكاشفه به ما مى‏گويد كه رودخانه فرات خشك خواهد شد، و اين به پادشاهان مشرق زمين، مشرقيان، اجازه خواهد داد كه سرزمين اسراييل را درنوردند.»(6)  

- تكرار كردم: پادشاه مشرق زمين؟ و ذهن من به سوى سرزمينهاى جهان كه در مشرق رود فرات قرار دارند، به پرواز درمى آيد. هيچ پادشاهى كه امروز در آن ناحيه حكمروايى داشته باشد به ذهنم خطور نمى‏كند. در زمان ما، شاه ايران آخرين پادشاه مشرق رود فرات بود. امروز ديگر هيچ شاهى در آنجا نيست، اما در زمان يوحنا چنين شاهانى وجود داشتند - پس گفتم آيا اين نمايانگر آن نيست كه يوحنا اين سخنان را درباره زمان خودش گفته است، و نه زمان ما؟  

كلايد گفت:«نه، نه، شما مى‏توانيد پادشاهان را به معنى رهبران يا سران دولتها بگيريد.»  

كلايد كه در همه جا طرفدار جدى تعبير كلمه به كلمه كتاب مقدس است، در اين مورد، خود كلمه كتاب مقدس را قبول ندارد.  

حرف او را قطع نمى‏كنم و او به نقل خود ادامه مى‏دهد: «اين پادشاهان - يا رهبران - تمامى ربع مسكون، بزرگترين ارتش تاريخ جهان را درست به اينجا، به مجدّو مى‏آورند.» با چشمان فراخ شده سخن مى‏گويد و چهره‏اش وقتى از فرشته‏اى حرف مى‏زند كه پياله خود را بر نهر عظيم فرات ريخت و آبش خشكيد تا راه ارتش بزرگ پادشاهانى كه از مشرق آفتاب مى‏آيند از بستر آن باز بشود، برق و درخشندگى ناشى از پيش بينى به خود مى‏گيرد.  

اما وقتى سازمان دادن يك ارتش خوب، ارتشى بسيار كوچكتر از همه ارتش هاى مشرق زمين، تا اين اندازه دشوار باشد، چگونه يك رهبر، يا گروهى از رهبران مى‏توانند موفق به بسيج كردن يك ارتش 200 ميليون نفرى بشوند؟  

كلايد مى‏گويد: «خوب، روشن است، اين رهبران هدف هاى ژئوپليتيك دارند، و ارواح شيطانى آنان را به پيش مى‏رانند».  

پرسيدم: ارواح شيطانى؟  

- «در اين مورد، اينها همان ارواح شيطانى فرشتگان به خاك افتاده‏اى هستند، كه از شيطان در عصيانش در برابر خداوند، پشتيبانى كردند. پس از اينكه اين ارواح شيطانى بر ذهن رهبران جهان مسلط شدند، اين رهبران و ارتش هاى جهان، نادانسته به پيادگان آنها تبديل مى‏شوند.»  

به نظرم همه چيز دارد بخوبى جفت و جور مى‏شود. براى اينكه مطمئن شوم كه همه چيز را به درستى فهميده‏ام، گفتم: آيا اين دجال است كه اين ارواح شيطانى را در ذهن رهبران جهان جاى مى‏دهد؟ و كلايد تصديق كرد.  

كلايد علاوه بر ارواح شيطانى، از «وحش» مكاشفه يوحنا هم صحبت كرد و توضيح داد كه: «وحش، يعنى اينكه اتحاد نيرومندى از ملت هاى اروپايى و گروهى از ملت ها كه در آخرين روزها به پا خواهند خاست، به وجود خواهد آمد. حالا ما مى‏دانيم كه داريم در عهد آخرالزمان زندگى مى‏كنيم. زيرا پيدايش اتحاد نيرومند ملت هاى اروپايى را ديده‏ايم - و اين همان چيزى است كه ما جامعه اقتصادى اروپا يا بازار مشترك مى‏ناميم. با مطالعه اين پيش‏گويى، ما مى‏توانيم به چشم ببينيم كه خداوند همه اين رويدادها را از پيش خبر داده است.(7)  

«همه آنچه كه روي دادنش را در جهان امروز مى‏خوانيم، به روشنى نشانگر اين است كه اين پيشگويى به زودى روى خواهد داد.  

و در اين نبرد آخرالزمان - كه با مطالعه زكرياى نبى و همين مكاشفه از آن آگاه مى‏شويم - نيروهاى ملت هاى سرتاسر زمين در زير فرمان دجال، بر ضد خداوند ما عيسى مسيح و قديسان پرافتخارش خواهند جنگيد و چنان كه مى‏دانيم، مسيح، در اين خونين‏ترين نبرد تاريخ، آن ميليون ها را از ميان خواهند برد و دجال را به قتل خواهد رسانيد.»  

كلايد براى اينكه نكته‏اش را اثبات كند، آيه هشتم از باب دوم تسالونيكيان (كتاب عهد جديد) را از بر خواند:  

«آن گاه آن بى دين - كه كلايد اضافه مى‏كند، منظور از بى دين همان دجال است - ظاهر خواهد شد، كه عيسى خداوند، او را به نفس دهان خود هلاك خواهد كرد و به تجلى ظهور خويش او را نابود خواهد ساخت.»  

من براى كلايد تفسير كردم كه، احتمال ندارد مسيحيان، جز در مورد بهشت و جهنم، اين اندازه انديشه و كلام را به هارمجدّون اختصاص داده باشند.  

هنگامى كه كلايد و من، گرم گفتگو هستيم، ديگر كسان گروه ما، با نشستن بر روى سنگها يا علفها، غرق انديشه درباره اين دره داراى مزرعه‏هاى گندم و جو و باغهاى ميوه شده‏اند. در حالى كه اين دره تا اين اندازه ساكت و آرام تا اين اندازه صلح‏آميز به نظر مى‏رسد، رفتار و گفتار كلايد نشانگر آن است كه زير و رو شدن همه جهان در يك انفجار بزرگ، ناگزير به نظر مى‏رسد. او از جزئيات توصيف خودش درباره اين آتش سوزى بزرگ، سخت مطمئن به نظر مى‏رسد.  

با اين همه، اين جنگ قرار است كه در همين ميدان برابر ما روى دهد - دره‏اى كه چنان كوچك است، كه در يك مزرعه نيراسكا جاى مى‏گيرد؛ و اگر در يك ايلخى پرورش گاو تگزاس قرار داشته باشد، در آن گم مى‏شود. در حالى كه به سوى اين دره كوچك آرام پوشيده از مزرعه‏هاى با سنگچين از هم جدا شده اشاره مى‏كردم، به كلايد گفتم كه اينجا، براى يك چنين جنگ عظيمى، بيش از اندازه كوچك به نظر مى‏رسد.  

خيلى جدى گفت: «نه، تانكهاى خيلى زيادى را مى‏توان در اينجا جاى داد.»  

تكرار كردم، تانكها، و همه ارتشهاى روى زمين؟  

- «بله، همه اين ها را. اما بايد به خاطر داشته باشيد كه اين بزرگترين نبردى خواهد بود كه تاكنون روى داده است. چندين ميليون نفر، همين جا خواهند مرد.»  

پرسيدم: «و يك جنگ هسته‏اى همين جا، در مجدّو شروع خواهد شد و همه دنيا را ويران خواهد كرد؟»  

پاسخ داد: «بله، شما اين را در باب سى و هشتم و سى و نهم صحيفه حزقيال نبى مى‏خوانيد. در اين دو باب يك جنگ هسته‏اى توصيف شده است. سپس مى‏گويد: «باران هاى سيل آسا و تگرگ سخت آتش و گوگرد، تكان هاى سختى در زمين پديد خواهند آورد، كوه ها سرنگون خواهد شد و صخره‏ها خواهد افتاد و جميع حصارهاى زمين منهدم خواهد گرديد، رويارو «در برابر هر گونه وحشت».(8) امكان ندارد كه حزقيال نبى، به چيز ديگرى جز مبادله سلاح هاى تاكتيكى هسته‏اى، اشاره كرده باشد.»  

اطمينان و يقين كلايد، احساس واقع بينى مرا متزلزل مى‏سازد. با اين حال مى‏دانم، او چيزى را مى‏گويد، كه ميليون ها آمريكايى، دقيقا به آن باور دارند.  

- پرسيدم: «آيا تصور كلايد از مسيح، شبيه يك ژنرال پنج ستاره‏اى است كه ارتش ها را رهبرى مى‏كند؟ و آيا كلام كتاب مقدس را چنان تعبير مى‏كند كه مسيح به عنوان سر فرمانده آن، نيروهايى را كه بر ضد او متحد شده‏اند، با به كار بردن سلاح هاى هسته اى، نابود خواهد كرد؟»  

- پاسخ داد: «بله، در واقع مى‏توانيم انتظار داشته باشيم كه مسيح، ضربه نخست را وارد كند. او، سلاح نوينى را براى نخستين بار، به كار خواهد برد. و اين سلاح، همان اثرهايى را خواهد داشت، كه بر اثر يك بمب نوترونى ايجاد مى‏شود. شما مى‏توانيد اين مطلب را در آيه دوازدهم باب چهاردهم كتاب زكرياى نبى بخوانيد، كه مى‏گويد:  

- «گوشت ايشان در حالتى كه بر پايهاى خود ايستاده‏اند، كاهيده خواهد شد و چشمانشان در حدقه گداخته خواهد گرديد، و زبان ايشان در دهانشان كاهيده خواهد گشت.»  

مى‏پرسم، منظور حرف كلايد اين ست كه آيا خود مسيح ضربه نخست را خواهد زد؟ كلايد پيش از دادن پاسخ همه قد شش پايى خودش را روى پاهايش راست مى‏كند و با صداى قوى و سخت صميمى خود مى‏گويد:  

«بله، عيسى مسيح به اين زمين باز مى‏گردد، تا حكومت الهى را در آن برقرار سازد ؛ و اين كار را از ستاد خود در اورشليم، خواهدكرد.»  

- و بر سر يهوديانى كه در اسراييل زندگى مى‏كنند، چه خواهد آمد؟  

كلايد گفت: «دو سوم يهوديانى كه در اينجا زندگى مى‏كنند، كشته خواهند شد. اين مطلب را مى‏توانيد در آيه‏هاى هشتم و نهم باب سيزدهم كتاب زكرياى نبى بخوانيد.(9)امروز در حدود 13 ميليون و نيم يهودى در جهان هستند. به اين ترتيب، خداوند به ما مى‏گويد كه 9 ميليون يهودى در اين نبرد، كشته خواهند شد - يعنى بيش از همه يهوديانى كه توسط نازي ها كشته شدند. آن قدر خون جارى خواهد شد كه خداوند آن را به چرخشت شراب‏گيرى، كه خون آنان را مى‏گيرد، تشبيه مى‏كند. تا مسافت 200 مايل، خون تا به دهانه اسبان، بالا خواهد آمد.»  

پرسيدم، چرا كلايد تصور مى‏كند كه خداوند خواستار آن باشد، كه يك رشته از عقوبت ها را نازل گرداند تا بيشتر مردمان جهان را بكشد و بخش اعظم تمدن ما را نابود كند؟  

كلايد گفت: «خداوند، اين كار را بيشتر به خاطر امت قديمى‏اش، يهوديان مى‏كند، خداوند دوران هفت ساله آزمايش سخت را مقرر كرده است، تا يهوديان تصفيه شوند، تإ وادارشان سازد، روشنايى را ببينند و مسيح را به عنوان نجات دهنده خود بشناسند.»  

اعتراف مى‏كنم كه تعبيرهاى او، مرا سخت گرفتار شبهه كرده است. چرا خداوند بايد يهوديان را، يعنى برگزيده‏ترين در ميان همه امتها را برگزيده باشد، تنها براى اينكه - بنا بر واژه همراه با حسن تعبير كلايد- «آنان را تصفيه» كند؟  

- «آيا نمى‏بينيد كه خداوند ميخواهد آنان در برابر تنها پسرش، خداوندگار ما عيسى مسيح به سجده درآيند؟»  

سپس كلايد توضيح مى‏دهد كه خداوند پس از نابود كردن دو سوم اين امت، سرزمين اسراييل را نجات خواهد داد. يعنى اينكه خود شخصا وارد نبرد هارمجدّون خواهد شد. و خداوند همه آن چيزهايى را كه براى نابودى كسانى كه مصمم به آزادی اسراييل هستند، نيازمند است؛ در اختيار دارد.»  

در ذهن من اين نكته شروع به جا افتادن مى‏كند كه كلايد اسراييل را دوست دارد، اما علاقه‏اى به يهوديان ندارد. به نظر مى‏رسد كه هيچ احساس تاسفى براى آن يهوديان يا ديگرانى كه مى‏گويد كشته مى‏شوند، در او نيست.  

«هفت ماه طول خواهد كشيد تا يهوديان زنده اسراييل بتوانند همه سربازان كشته شده را دفن كنند» و به عنوان دليل، آيه دوازدهم باب سى و نهم كتاب حزقيال نبى را نقل مى‏كند: «و خاندان اسراييل مدت هفت ماه ايشان را دفن خواهند كرد تا زمين از وجودشان پاك گردد.»(10)  

با پذيرش احتمال خطر تكرار سخنم، دوباره پرسيدم، چرا خداوند رحمان بايد بخواهد كه ما سلاح هاى هسته‏اى به كار ببريم؟  

پاسخ داد: «به خاطر داشته باشيد، انسان دانش خود را و چگونگى ايجاد كردن اين قدرت ويرانگر را، از خداوند كسب كرده است. انرژى هسته‏اى، براى خداوند چيز تازه‏اى نيست؛ و تهديد يك همه سوزى هسته‏اى، قادر متعال را غافل گير نخواهد كرد. خداوند در همه اوقات مى‏داند چند ماهى در درياها و چند ستاره در آسمانها و چند دانه شن در ساحلهاى درياها وجود دارد. او خداوند عالم و قادر متعال است. آنچه كه او بخواهد، خواهد شد. هيچ انسان، يا امتى نمى‏تواند از تحقق اراده خداوندى جلوگيرى كند.»  

و كلايد با لبخندى مرموز با اين سخنان، حرف خود را به پايان برد: «هنگامى كه مسيح دوباره به زمين بازگردد، از آسمانها به ارض اورشليم نزول خواهد كرد. ملاحظه كنيد، همه تاريخ مربوط و متمركز است بر امت اسرائيل كه تخم چشم و برگزيده خداوند دوباره زمان تاريخ بشر را به دست خود مى‏گيرد.»  

 

پايان نزديك است‏  

در طى گشت در سرزمين مقدس، من سخنان كلايد را روى نوار ضبط صوت ضبط كردم؛ و وقتى بعدها به آن گوش دادم، آن را بسيار همانند سخنان جرى فال ول و بسيارى از كشيشان معتبر انجيلى پروتستان تلويزيونى ديدم كه مى‏گويند: بى هيچ نرمشى از پيش چنين مقرر كرده است؛ و بنا به سخن كلايد، خداوند زمام تاريخ بشر را خود به دست مى‏گيرد.  

پس از بازگشتم از سفر كوتاه 1983، به تحقيق پرداختم، ديگر كشيشان پروتستان انجيلى بنيادگرا در موضوع هارمجدّون ، چه مى‏گويند. در سال 1970، بيلى گراهام هشدار داد كه: «جهان اكنون به سرعت دارد به سوى جنگ آخرالزمان هارمجدّون خود نزديك مى‏شود» و «نسل كنونى جوان ما، شايد آخرين نسل در تاريخ باشد».  

گراهام در فرصت ديگرى گفت: «اكنون بسيارى از مردم مى‏پرسند. اين آخرين جنگ آخرالزمان در كجاست؟ ما چه اندازه به آن نزديكيم؟ خوب، محل اين جنگ در غرب رودخانه اردن است، در دشت جزرال، ميان جليله و سامريه. ناپلئون وقتى اين جايگاه سترگ را ديد، گفت: «اين ميدان بزرگترين نبرد جهان است»، زيرا كه انجيل به ما آموزش مى‏دهد كه جنگ بزرگ آخرالزمان، اين بزرگترين جنگ تاريخ؛ در اين بخش جهان روى خواهد داد: يعنى در خاورميانه!»  

س.س.كريب، رييس پيشين انجمن كشيشان پروتستان انجيلى، در سال 1977 نوشت: «شاه مسيح، ميليونها نظامى گرد آمده توسط ديكتاتور شيطان صفت، دجال را، به سختى تار و مار خواهد ساخت.»  

هال ليندسى، نويسنده يك كتاب پرفروش، همه تاريخ را - يعنى تاريخ خاورميانه و همه جهان را - به كمك قرائت كتاب مقدس تعبير مى‏كند. او در كتاب خود به نام «زمين، سياره بزرگ مرحوم» مى‏گويد: دولت اسراييل، خط مرزى ميان رويدادهاى عمده كنونى و آينده است.  

ليندسى مى‏گويد: «پيش از اين كه يهوديان، تشكيل يك ملت بدهند، هيچ چيز درست سر جايش نبود. تنها حالا كه اين اتفاق افتاده است، تحقق همه گونه علايم پيشگويى‏هاى نبوى، دارد سر جاى خودش قرار مى‏گيرد. زيرا كه برخى فضاهاى قدرت سياسى بايستى نخست پديد مى‏آمد، و اكنون بنابر الگوى پيشگويى‏هاى نبوى، كانون همه جهان در خاورميانه، و بويژه، در سرزمين اسراييل امروزى متمركز شده است. همه ملت هاى جهان، بر اثر آنچه كه در آن جا مى‏گذرد، به رنج و عذاب خواهند افتاد؛ و در آن درگير خواهند شد. حالا مى‏توانيم ببينيم چگونه آنچه كه در اين زمان ها روى مى‏دهد، مانند همين اتفاقهايى كه روزنامه‏ها مى‏نويسند، درست، با الگوى پيشگويي هاى نبوى جور درمى آيد.  

ناخداى پيشين يك قايق رودخانه‏اى كه تولد دوباره يافته است و طلبه سمينارهاى مذهبى ليندسى شده، چهار سرانجام را براى مرحوم سياره بزرگ زمين پيشگويى كرده است، كه همگى دربردارنده پيشگويى‏هاى نبوى كتاب مقدس هستند؛ و در همه آنها اسراييل نقش اساسى را ايفا مى‏كند.  

من ليندسى را در سال 1985، در يك گردهمايى دعاى صبحانه براى اسراييل، ملاقات كردم. او به عنوان ناظر و كارپرداز تحقق پيشگويي هاى نبوى، نسبت به بسيارى از پيشينيان، و حتى رقيبان خود، برترى در خور ملاحظه‏اى دارد. او از زمره واعظان سنتى بر حذر دارنده از آتش دوزخ و لعنت ابدى نيست. ليندسى با صداى كم و آرام و قيافه‏اى روشنفكرنما، آدمى است، تقريبا پنجاه ساله، با سرى پر از موها و سبيلهاى تيره. وى در شگرد جا زدن خود به عنوان كارشناس رويدادهاى تاريخ عمومى جهان، به استادى رسيده است. ظاهر آدمى دل سوز و در غم ديگران و علاقمند به آنان را دارد. او، در محفل هاى وعظ و خطابه، و حوزه‏هاى مذهبى - كه در آنها مدت هشت سال به عنوان عضو هيات علمى «جنگ صليبى دانشجويان در راه مسيح» كار كرده است - به عنوان سخنران و مبلغ شناخته شده پيشگويي هاى مكاشفه‏يى انبيا، محبوبيت دارد.  

ليندسى در برداشت خود از كتاب مكاشفات، به گفته خودش «روش استقرايى و استنباطى» دارد. او مى‏كوشد آنچه را كه خداوند، از خلال دانش فنى و مجموعه واژگان محدود يوحناى رسول مى‏خواهد بگويد؛ استنباط و نتيجه‏گيرى كند. به عنوان مثال، يوحناى رسول، در مكاشفه يا روياى خود، ملخ هايى را با دم عقرب ديده بود. ليندسى حدس مى‏زند كه اينها هلى كوپترهاى كبرا هستند، كه از دم خودشان، يك نوع گاز فلج كننده اعصاب پخش مى‏كنند.(11)  

ليندسى با قطعيت اظهار مى‏كند: نسلى كه از 1948 به اين سو به دنيا آمده است، شاهد عينى دومين ظهور مسيح خواهد بود.  

اما پيش از آن رويداد، ما بايد هم جنگ «ياجوج و ماجوج» را ببينيم و هم نبرد هارمجدّون را. كشتار همه سوزى بدين گونه آغاز خواهد شد: همه عرب ها به اضافه كنفدراسيون روسيه، به اسراييل هجوم خواهند برد.  

او در كتاب «دنياى نوينى دارد فرا مى‏رسد» مى‏نويسد: «فكرش را بكنيد، دست كم 200 ميليون سرباز از مشرق زمين، با ميليون ها سرباز بيشتر از مغرب زمين، در زير رهبرى دجال امپراطورى نوزاده روم (يعنى اروپاى غربى)!  

«عيسى مسيح، نخست، كسانى را كه شهر او، اورشليم را غارت كرده‏اند، تار و مار خواهد كرد؛ سپس ارتش هايى را كه در دره مجدو يا هارمجدّون جمع شده‏اند، به هلاكت خواهد رسانيد. تعجبى ندارد اگر تا فاصله 200 مايلى اورشليم، خون تا دهنه اسبان بايستد .... همه اين دره با آلات و وسايل جنگى، حيوانات و جسدهاى آدميان، و با خون، پر خواهد شد!»  

ليندسى مى‏نويسد: «باور نكردنى مى‏نمايد! ذهن آدمى، حتى نمى‏تواند رفتار ضد بشرى انسان با انسان را تصور بكند. با اين حال، خداوند اجازه مى‏دهد كه انسان در آن روز، ماهيت خود را به تمامى به نمايش بگذارد.  

با خواندن كتاب ليندسى، من هيچ نشانى از روح اوگوستين قديس در كتاب «شهرخدا» را نمى‏يابم. وقتى او اعلام مى‏كند كه همه شهرهاى جهان در جنگ هسته‏اى آخرالزمان ويران خواهند شد، كوچكترين اثرى از اندوه، در او ديده نمى‏شود: «تصورش را بكنيد، شهرهايى مانند لندن، پاريس، توكيو، نيويورك، لوس آنجلس و شيكاگو با خاك يكسان شده باشند!»  

تنها نيروهاى مشرق زمين يك سوم جمعيت جهان را نابود خواهند كرد. ليندسى مى‏نويسد:«مسيح زمين را ويران خواهد كرد و مردمانش را خواهد سوزاند. هنگامى كه «جنگ بزرگ آخرالزمان» به چنان نقطه اوجى رسيد كه تقريبا تمام آدميان كشته شدند، «عظيم‏ترين لحظه» فرا مى‏رسد - و مسيح با نجات دادن مومنان باقى مانده، نوع بشر را از نابودى كامل نجات خواهد داد. در اين ساعت، آن يهوديانى كه كشتار نشده باشند، به دين مسيح خواهند گرويد.  

ليندسى مى‏گويد، پس از نبرد هارمجدّون، تنها 144000 يهودى زنده خواهند ماند؛ و همه آنان چه مرد، چه زن و چه كودك، در برابر مسيح سجده خواهند كرد و به عنوان مسيحيان نوآيين، همگى خود به تبليغ كلام مسيح خواهند پرداخت. و چنين به وجد درمى آيد: «تصورش را بكنيد! اينها شبيه 144000 بيلى گراهام يهودى خواهند شد، كه همگى با هم شروع به تبليغ كنند!»  

جرى فال ول، موضوع هارمجدّون را تقريبا به هر موضوع ديگر ترجيح مى‏دهد. او در موعظه دوم دسامبر 1984 خود، وعظ خود را با قرائت آيه شانزدهم باب شانزدهم مكاشفات آغاز كرد - كه نخستين و تنها مورد ذكر هارمجدّون را در كتاب مقدس به دست مى‏دهد(12) - پس از ذكر اين آيه اعلام كرد:  

«اين سخن در قلب مردم ترس مى‏پراكند! آخرين بار نبردى پيش مى‏آيد، سپس خداوند همه كيهان را در اختيار خود مى‏گيرد. كتاب مقدس در بابهاى 21 و 22 مكاشفات، به ما مى‏گويد، خداوند اين زمين را - يعنى آسمانها و زمين را - ويران خواهد كرد. و پطرس قديس در نوشته‏هاى خود مى‏گويد كه آن ويرانى، با يك حرارت بسيار سوزان، يا انفجار بس نيرومند همراه خواهد بود»  

فال ول در «همه سوزى در هارمجدّون» ادامه مى‏دهد كه «دجال، وارد خاورميانه مى‏شود، و هيكل (تنديس) خود را در معبد يهودى، يعنى مقدس‏ترين معبدهاى مقدس، نصب مى‏كند و تقاضا مى‏كند كه همه جهان آن را به جاى خداوند بپرستند.  

ميليون ها يهودى ديندار در اين مرحله كشته خواهند شد (آيه هشتم از باب سيزدهم كتاب زكرياى نبى (13))، اما باقيماندگان نجات خواند يافت (آيه نهم از باب سيزدهم كتاب زكرياى نبى)؛ و خداوند، به گونه خارق العاده‏اى آنان را در طى مدت سه سال و نيم آخر دوران آزمايش سخت، از خود پنهان خواهد ساخت. برخى خود را در شهر پترا (واقع در كشور اردن) كه داراى سنگهاى سرخ است تصور خواهند كرد. من نمى‏دانم چگونه، اما خداوند آنان را حفظ خواهد كرد؛ زيرا كه يهوديان امت برگزيده خداوند هستند.».  

فال ول با نقل آيه يازدهم باب دوازدهم كتاب زكرياى نبى (14)، و آيه شانزدهم باب شانزدهم كتاب مكاشفه يوحناى نبى و همچنين آيه‏هاى سى و پنجم و سى و ششم باب سى و چهارم و آيه نخست همين باب سى و ششم از صحيفه اشعياى نبى (15) مى‏گويد:  

«ميدان نبرد هارمجدّون از مجدو در شمال تا ادوم در جنوب، فاصله‏اى در حدود 200 مايل كشيده شده است. اين ميدان از درياى مديترانه در غرب تا تپه‏هاى موآب در شرق، خواهد بود؛ يعنى فاصله‏ى حدود 100 مايل و شامل وادى يهوشافاط هم مى‏شود. آيه دوم و همچنين دوازدهم باب سوم صحيفه يوييل نبى (16) را بخوانيد. و مركز همه اين ناحيه بنابر آيه‏هاى 1 و 2 باب چهاردهم كتاب زكريايى نبى (17) - شهر اورشليم و وادى جزرال، خواهد بود.  

«در اين وادى چندين ميليون مردم به هارمجدّون درمى آيند كه شمار آنان بى گمان نزديك به 400 ميليون نفر خواهد بود. اينان براى آخرين همه سوزى بشريت جمع خواهند شد و يوييل نبى در آيه 14 باب سوم كتاب خود مى‏گويد، شاهان با ارتش هاى خود، از شمال و جنوب و شرق و غرب خواهند آمد. اين وادى، در برجسته‏ترين مفهوم آن، وادى تصميم درباره بشريت خواهد بود، كه چنانكه در مكاشفه يوحناى رسول اشارت شده است (آيه 15 باب نوزدهم)(18)، چرخشت خمر غضب و خشم خداى قادر مطلق، در آن ريخته خواهد شد.  

«چرا اين ارتش ها در آنجا خواهند جنگيد؟ چرا دجال ارتش هاى همه جهان را بر ضد خداوند عيسى مسيح رهبرى خواهد كرد؟ در درجه نخست از اين رو كه او، از سلطنت خداوند نفرت دارد. نبرد، هميشه نبرد شيطان بر ضد مسيح بوده است. اين يك دليل. اين امت ها به علت فريب شيطان خواهند آمد. سوم، به علت نفرت اين امتها نسبت به خداوند عيسى مسيح. برخى معجزات در طى اين نبرد ظاهر خواهد شد. نهر عظيم فرات خشك خواهد شد (مكاشفه يوحناى رسول، آيه 12 باب 16)(19)، و ويرانى اورشليم حادث خواهد گرديد.»  

فال ول باز با نقل مكاشفه يوحناى رسول، به سخن خود ادامه مى‏دهد: «تمامى مرغانى كه در آسمان پرواز مى‏كنند، به جهت ضيافت عظيم خدا فراهم مى‏شوند، تا بخورند گوشت پادشاهان و گوشت سپه سالاران و گوشت جباران و گوشت اسبها و سواران آنها و گوشت همگان را، چه آزاد، چه غلام، چه صغير و چه كبير».  

فال ول ادامه مى‏دهد: «يوحنا در مكاشفه خود وحش را ديد.» و پادشاهان زمين را و لشكرهاى ايشان را كه جمع شده بودند، تا با خداوند عيسى مسيح و لشكر او جنگ كنند. در روياى يوحنا مردى هست كه بر اسب سفيدى سوار است. هنگامى كه جنگ هارمجدّون به پايان رسيد و ميليون ها نفر به خاك هلاك افتادند، خداوند عيسى مسيح، وحش و نبى كاذب (دجال) را زنده به درياچه آتش افروخته شده به كبريت خواهد انداخت» و عيسى مسيح، همه دشمنان ديگرش را كه به گونه‏اى در هارمجدّون زنده مانده‏اند، هلاك خواهد كرد.  

فال ول تصوير وحشتناكى از پايان جهان تصوير كرده است. اما به نظر نمى‏رسد كه از آن هيچ غم و اندوهى و حتى نگرانى، داشته باشد. در واقع او وعظ خودش را با لبخند بزرگى به پهناى صورتش و گفتن اين جمله، به پايان برد:  

«هى، چه عظمتى دارد مسيحى بودن! ما آينده‏اى بس عالى در پيش رو داريم.»  

پس از گوش دادن به اين موعظه، من نوار «دكتر جرى فال ول، پيشگويى‏هاى كتاب مقدس را تعليم مى‏دهد» را، كه توسط «ساعت جزوى از كتاب مقدس كهن» در سال 1979 منتشر شده بود، گذاشتم. فال ول در اين نوار مى‏گويد:  

«چنانكه مى‏بينيد، هارمجدّون واقعيت است، واقعيتى وحشتناك اما شكر خدا، اين پايان روزگار امت هاى جز يهودى و جز مسيحى است. زيرا كه پس از آن، صحنه براى سلطنت پادشاه ما، خداوندگار عيسى مسيح، در نهايت قدرت و افتخار آماده مى‏شود.  

تقريبا تمام تعليم دهندگان كتاب مقدس كه من مى‏شناسم، بازگشت بسيار نزديك مسيح را پيش بينى مى‏كنند. و من مشخصا ايمان دارم كه ما بخشى از آن نسل آخرين هستيم. آن واپسين نسلى كه تا سلطان ما مسيح نيايد، نخواهد مرد.»  

«در همين آخرها، پيش آمدهايى در روسيه اتفاق افتاده‏اند كه توسط حزقيال نبى، پيشگويى شده بود و بر ظهور مجدد نزديك خداوندگار دلالت مى‏كند. اين كمونيست ها بى خدا هستند، آنها مسيح را انكار مى‏كنند و هدف نهايى شان، تسخير جهان است. حدود 26 قرن پيش، حزقيال، نبى يهودى، پيشگويى كرده است كه چنين امتى، درست پيش از دومين ظهور مجدد مسيح، از شمال فلسطين قيام خواهد كرد.  

«در باب هاى 38 و 39 كتاب حزقيال نبى، ما مى‏خوانيم كه نام اين سرزمين «روش» خواهد بود. و اين در آيه 2 باب 38، ترجمه رسمى آمريكايى «روش» است: ر-و-ش. او، (يعنى حزقيال نبى) در ادامه پيش گويى‏هاى خود، نام دو تا از شهرهاى روش را مى‏برد. اين دو ماشك و توبال هستند. همه اينها در آيه دوم آمده است. اين دو نام، به نحو عجيبى شبيه مسكو و و توبولسك يعنى دو پايتخت حكومتى روسيه امروزى هستند.  

«حزقيال همچنين نوشته است كه آن سرزمين ضد خدا است - يعنى در آيه 3، و بنابراين، خداوند ضد آن سرزمين است. و باز او - در آيه 8 - مى‏گويد: كه روسيه يا «روش» در آخرين روزها، به اسراييل هجوم خواهد برد. بعد او - در آيه‏هاى 5 و 6 مى‏گويد: در اين هجوم، متحدان مختلفى، متفق روش خواهند بود.(20)  

«او، اين متفقين را نام مى‏برد: ايران (كه ما در گذشته پارس مى‏ناميديم) جنوب آفريقا يا اتيوپى [!] شمال افريفا يا ليبى، اروپاى شرقى (كه در اينجا در باب 38 جومر ناميده شده است)، و قزاق هاى جنوب روسيه، كه در اين باب توجرمه ناميده شده‏اند. در آيه 15 باب 38 كتاب حزقيال نبى، اين نبى نقش عمده اسبان را در اين هجوم توصيف كرده است.(21)  

«البته قزاقها، هميشه بيشترين و بهترين خيل اسبان را در تاريخ داشته‏اند. حزقيال (در آيه 12 باب 38 مى‏گويد: «هدف از اين هجوم، تاراج نمودن و بردن غنيمت(22) است. امإ؛ اگر كسى دو حرف نخست واژه spoil (23) را بردارد، فورى مى‏فهمد كه روسيه در حقيقت دنبال نفت (oil) است. و اين درست همان جا است كه ما امروز در آن قرار داريم. بنابراين، اين است نبوت حزقيال درباره روسيه.»  

«به رغم انتظارهاى خوشبينانه و سخت دور از واقع بينى دولت ما (درباره قراردادهاى كمپ ديويد در ميان اسراييل و مصر)، اين قرارداد، پيمان پايدارى نخواهد بود. ما از صميم قلب براى صلح در اورشليم دعا مى‏كنيم. ما به يقين بالاترين احترام ها را براى نخست وزير اسراييل و رياست جمهورى مصر قايل هستيم. اين دو، مردان بزرگى هستند و در اين هيچ ترديدى نيست. اينان به يقين صلح مى‏خواهند. من به اين حرف ايمان دارم. اما هم شما و هم من مى‏دانيم، تا روزى كه خداوندگار ما عيسى مسيح، بر روى تخت داوود در اورشليم جلوس نكند، صلحى در خاورميانه، برقرار نخواهد شد.»  

«آن روز دارد فرا مى‏رسد، و به يقين فرا خواهد رسيد و شما و من هم بخشى از آن خواهيم بود. اما تا آن روز، يعنى تا روزى كه شاهزاده صلح، نجات دهنده ما بازگردد، هيچ صلحى در روى زمين وجود نخواهد داشت.»  

وقتى فاول با خبرنگار رابرت شير مصاحبه مى‏كرد - كه بعد در شماره 4 مارس 1981 لوس آنجلس تايمز، منتشر شد - بيشتر نبرد هارمجدّون را در ذهن خود داشت. گفتگوى آن وقت اين دو از اين قرار است:  

شير: «اما درباره آينده، شما در جزوه خودتان درباره هارمجدّون يك جنگ هسته‏اى را با روسيه پيش بينى مى‏كنيد.»  

فال ول:«ما باور داريم كه روسيه، به علت نيازش به نفت - چون حالا نفتش دارد تمام مى‏شود - به خاورميانه؛ و به ويژه - به علت نفرتش از يهوديان - به اسراييل مى‏آيد؛ و درست در همان وقت است كه درهاى جهنم باز مى‏شود. آن وقت به اعتقاد من چند همه سوزى هسته‏اى در اين كره زمين روى خواهد داد. زيرا [كتاب مقدس‏] مى‏گويد كه در جاده‏هاى دره اسدراون، تا 200 مايل، خون، تا دهنه اسبان راه خواهد افتاد. نيز از حوادث وحشتناكى صحبت مى‏كند كه يك انسان، بنا به شرح رساله دوم پطرس رسول در باب سوم - يعنى گداخته شدن عناصر از گرما - را تنها مى‏تواند به يك جنگ هسته‏اى نسبت دهد. اما من فكر مى‏كنم در پايان عصر كليسا، يعنى وقتى كليسا - چنانكه ما اصطلاحا مى‏گوييم - از خود بيگانه شده يا فاسد شده، ربوده شده باشد - آن وقت جنگ و ستيزهاى افسارگسيخته‏اى، در روى زمين، روى خواهد داد.»  

شير: «و روسيه...»  

فال ول: «و روسيه هجوم خواهد كرد و سرانجام به كلى نابود خواهد شد.»  

شير: «و همه جهان، جز اينست؟»  

فال ول:«نه، نه همه جهان، زيرا خداوند ما به جهان باز مى‏گردد. نخست، او مى‏آيد و كليسا را به دست خود مى‏گيرد. هفت سال بعد، بعد از هارمجدّون، يعنى آن همه سوزى وحشتناك؛ او، درست به همين زمان ما باز مى‏گردد. در نتيجه زمين نابود نخواهد شد. كليسا هم با او مى‏آيد، تا در طى هزاران سال، در زمين با مسيح حكومت و سلطنت نمايد. و سپس آسمان هاى نوين و زمين نوين و ابديت فرا مى‏رسد. اين است همه آنچه كه در آن كتاب درباره هارمجدّون گفته شده - و اين، البته فقط كليات مطلب است.»  

شير: اما مگر ممكن است كه روسيه با سلاحهاى هسته‏اى نابود شود، بى آنكه دنيا را نابود كرده باشد؟»  

فال ول:«بله، البته منظورم اين نيست كه هر فرد روسى نابود مى‏شود، چون در آنجا هم مسيحيان بسيار والايى هستند. كليساى مخفى در روسيه و چين سرخ، به طرز بسيار موثرى، دارد كار مى‏كند. اينان به هنگام از خود بيخود شدگى، نجات داده خواهند شد ... آن جنگ، از شمال برافروخته مى‏شود - كه بايد از اتحاد شوروى باشد - و به وسط زمين مى‏رسد - يعنى اسراييل و خاورميانه؛ و به اين علت است كه ما فكر مى‏كنيم جنگ و جدال توسط اتحاد شوروى شروع خواهد شد. به اين علت است كه بيشتر ما به ظهور نزديك عيسى مسيح اعتقاد داريم. به اعتقاد ما، ما داريم درست، در روزگار پيش از ظهور مسيح به سر مى‏بريم.»  

شير: «ظهور نزديك؟ منظورتان يك سال است، يا چند سال؟»  

فال ول: «البته، هيچ كس اين را نمى‏خواهد - خداوند هشدار داده است كه هرگز تاريخى معين نكنيم. خداوند مى‏گويد: «هيچ انسانى، روز يا ساعت آن را را نمى‏داند.» من فكر مي كنم هر گروه يا رهبر مذهبى كه تاكنون تاريخش را معين كرده باشد، به حيثيت و آبروى خداوند، بى احترامى كرده و خودش را به زحمت انداخته است. ممكن است 50 سال بشود. من اين طور فكر نمى‏كنم، من فكر نمى‏كنم اين همه وقت داشته باشيم. من فكر مى‏كنم، ما داريم به يك بن بست مى‏رسيم. همه تاريخ، دارد به نقطه اوج خود مى‏رسد. فكر نمى‏كنم كه بچه‏هاى من، همه عمرشان را بكنند...»  

فال ول در تراكتى كه با عنوان «جنگ هسته‏اى و دومين ظهور مسيح» توسط «ساعت جزوى از كتاب مقدس كهن»، در سال 1983 منتشر شد، چنين نوشته بود: «بر اثر اين آزمايش سخت، چنان خونريزى و ويرانى به بار خواهد آمد كه همه جنگ هاى پيش از آن، بى اهميت خواهند بود.»  

فال ول در فصلى از كتاب خود با عنوان «جنگ آينده با روسيه»، تهاجمى را از سوى شوروى به اسراييل پيشگويى مى‏كند، كه به نابودى نيروى‏هاى شوروى در كوه هاى اسراييل، انجاميده خواهد شد.  

و كتاب مقدس به عنوان سرانجام اين نبرد، به ما مى‏گويد كه پنج ششم (83 درصد) سپاهيان روسى، هلاك خواهند شد (حزقيال، آيه 2 از باب 39) و نخستين ميهمانى مهيب خداوند آغاز مى‏شود، (حزقيال، آيه‏هاى 4 و 17 تا 20 باب 39)(24). به نظر مى‏رسد كه ميهمانى مشابهى، پس از آن، يعنى پس از نبرد هارمجدّون، پيش بيايد (مكاشفه يوحنا، آيه‏هاى 17 و 18 از باب نوزدهم (25) و آيه 28 باب 24 انجيل متى(26).) تهديد كمونيستى براى هميشه پايان خواهد گرفت. هفت ماه طول مى‏كشد تا كشتگان را دفن كنند (حزقيال نبى، آيه‏هاى 11 تا 15 از باب سى و نهم).(27)  

 

 

-----------------------------------  

پی نوشت:  

Armageddon .1  

Esdraelon .2  

3. متن آيه:«وى يك ملك تعناك و يكى ملك مجدو».  

4. متن سفر داوران باب پنجم، آيه 19: «پادشاهان آمده جنگ كردند. آنگاه پادشاهان كنعان مقابله نمودند «تعنك نزد آبهاى مجدو»  

5. متن دو آيه مكاشفه يوحناى سول، باب شانزدهم، آيه‏هاى 19 و 20: «و شهر بزرگ، به سه قسم منقسم گشت و بلدان امتها خراب شد و بابل بزرگ در حضور خدا به ياد آمد تا پياله خمر غضب آلود خشم خود را بدو دهد. و هر جزيره گريخت و كوهها ناياب گشت.»  

6. «و ششمين پياله خود را بر نهر عظيم فرات ريخت و آبش خشكيد تا راه پادشاهانى كه از مشرق آفتاب مى‏آيند مهيا شود.»  

7. متن باب سى و هشتم، آيه 4 تا 7 كتاب صحيفه حزقبال نبى: «... و تو را با تمامى لشكرت بيرون مى‏آورم، اسبان و سواران، كه جميع ايشان با جمعيت تمام آراسته و جمعيت عظيمى با سپرها و مجنها و همگى ايشان شمشير به دست گرفته. فارس و كوش و فوط با ايشان و جمع ايشان با سپر و خود. جومر و تمامى افواجش و خاندان توجرمه از اطراف شمال با تمامى افواجش و قومهاى بسيار همراه تو.»  

8. متن آيه‏هاى 18، 19 و 20 باب سى و هشتم كتاب حزقيال نبى:«خداوند يهوه مى‏گويد در آن روز يعنى در روزى كه جوج به زمين اسرائيل برمى آيد همانا حدت خشم من به بينيم خواهد برآمدريا، زيرا غيرت و آتش خشم خود گفته‏ام كه هر آينه در آن روز تزلزل عظيمى در زمين اسرائيل خواهد شد و ماهيان دريا و مرغان هوا و حيوانات صحرا و همه حشراتى كه بر زمين مى‏خزند و همه مردمانى كه بر روى جهانند، به حضور من خواهند لرزيد و كرم ها سرنگون خواهد شد و صخره‏ها خواهد افتاد و جميع حصارهاى زمين منهدم خواهد گرديد»  

9. متن آيه‏هاى هشتم و نهم باب سيزدهم كتاب زكرياى نبى: «و خداوند مى‏گويد در تمامى زمين دو حصه منقطع شده خواهند مرد و حصه سوم در آن باقى خواهد ماند و حصه سوم را از ميان آتش خواهم گذرانيد و ايشان را مانند قال گذاشتن نقره، قال خواهم گذاشت و مثل مصفى ساختن طلا ايشان را مصفى خواهم نمود و اسم مرا خواهند خواند و من ايشان را اجابت نموده خواهم گفت كه ايشان قوم من هستند و ايشان خواهند گفت يهوه خداى ما مى‏باشد»  

10. متن آيه دوازدهم از بابت سى و نهم كتاب حزقيال نبى: «و در آن روز موضعى براى قبر در اسراييل يعنى وادى عابريم را به طرف دريا به جرج خواهم داد و راه عبوركنندگان را مسدود خواهد ساخت و در آنجا جوج و تمامى جمعيت او را دفن خواهند كرد و آنرا وادى جوج خواهند ناميد»  

11. متن آيه‏هاى 3 تا 7 باب نهم مكاشفات يوحنا: «و از ميان دود ملخ ها به زمين آمدند و به آنها قوتى چون عقربهاى زمين داده شد و بديشان گفته شد كه ضرر نرسانند، به گياه و نه به هيچ سبزى و نه به درختى؛ بلكه به آن مردمانى كه مهر خدا را بر پيشانى خود ندارند و به آنها [امر] داده شد كه ايشان را نكشند، بلكه تا مدت پنج ماه معذب بدارند و اذيت آنها مثل اذيت عقرب بود وقتى كه كسى را نيش زند و در آن ايام هر دم طلب موت خواهند كرد و آن را نخواهند يافت و تمناى موت خواهند داشت اما موت از ايشان خواهد گريخت»  

12. متن آيه 16 از باب 16 مكاشفه يوحناى قديس: «و ايشان را به موضعى كه آن را عبرانى هارمجدّون مى‏خوانند، فراهم آوردند.»  

13. متن آيه 8 و 9 از باب 13 كتاب زكرياى نبى: «و خداوند مى‏گويد كه در تمامى زمين دو حصه منقطع شده خواهند مرد و حصه سوم در آن باقى خواهد ماند و حصه سوم را از ميان آتش خواهم گذرانيد و ايشان را مثل قال گذاشتن نقره قال خواهم گذاشت و مثل مصفى ساختن طلا ايشان را مصفى خواهم نمود و اسم مرا خواهند خوانند و من ايشان را اجابت نموده خواهم گفت: ايشان قوم من هستند و ايشان خواهند گفت كه يهوه خداى ما مى‏باشد»  

14. متن آيه 11 از باب 12 كتاب زكرياى نبى:«در آن روز، ماتم عظيمى مانند ماتم هددرمون در هموراى مجدون در اورشليم خواهد بود»  

15. در متن اصلى چنين است؛ اما باب سى و چهارم تنها 17 آيه دارد و به نظر مى‏رسد كه غلط چاپى باشد و درست آن: آيه‏هاى پنجم و ششم باب سى و چهارم باشد كه متن آن اينست: «زيرا كه شمشير من در آسمان سيراب شده است و اينك بر آدوم و بر قوم مغضوب من براى داورى نازل مى‏شود شمشير خدواند پرخون شده و از پيه فربه گرديده است يعنى از خون بره‏ها و بزها و از پيه گرده قوچها»  

16. متن آيه‏هاى دوم و دوازدهم باب سوم كتاب بوييل نبى:«آن گاه جميع امت ها را جمع كرده به وادى يهوشافاط فرود خواهم آورد و در آنجا با ايشان درباره قوم خود و ميراث خويش اسراييل محاكمه خواهم نمود، زيرا كه ايشان را در ميان امتها پراكنده ساخته و زمين مرا تقسيم نموده‏اندريا، امت ها برانگيخته شوند و به واى يهوشافاط برآيند، زيرا كه من در آنجا خواهم نشست تا بر همه امتهايى كه به اطراف آن هستند داورى نمايم»  

17. متن آيه‏هاى 1 و 2 باب چهاردهم كتاب زكرياى نبى: «اينك روز خداوند مى‏آيد و غنيمت تو در ميانت تقسيم خواهد شد و جميع امتها را بر ضد اورشليم براى جنگ جمع خواهم كرد و شهر را خواهند گرفت و خانه‏ها را تاراج خواهند نمود و زنان را بى عصمت خواهند كرد و نصف اهل شهر به اسيرى خواهند رفت و بقيه قوم از شهر منقطع نخواهند شد»  

18. متن آيه 15 باب نوزدهم مكاشفه يوحناى رسول: «و از دهانش شمشيرى نيز بيرون مى‏آيد تا به آن امت ها را بزند و آنها را به عصاى آهنين حكمرانى خواهد نمود و او چرخشت خمر غضب و خشم خداى قادر مطلق را زير پاى خود مى‏افشرد»  

19. متن آيه 12 باب شانزدهم مكاشفه يوحناى رسول: «و ششمين پياله خود را بر نهر عظيم فرات ريخت و آبش خشكيد، تا راه پادشاهانى كه از مشرق آفتاب مى‏آيند مهيا شود»  

20. متن آيه‏هاى 2 تا 8 باب 38 كتاب حزقيال نبى: «اى پسر انسان نظر خود را بر جوج كه از زمين ماجوج و رييس روش و ماشك و توبال است، بدار و بر او نبوت نما و بگو خداوند يهوه چنين مى‏فرمايد اينكه من اى جوج رييس روش و ماشك و توبال بر ضد تو هستم و تو را برگردانيده قلاب خود را بر چانه ات مى‏گذارم و تو را با تمامى لشكرت بيرون مى‏آورم اسبان تو سواران كه جمعى ايشان با اسلحه تمام آراسته جمعيت عظيمى با سپرها و مجنها و همگى ايشان شمشيرها به دست گرفته، فارس و كوش و فوط با ايشان و جميع ايشان با سپر و خود جومر و تمامى افواجش و خاندان توجرمه از اطراف شمال با تمامى افواجش و قوم هاى بسيار همراه تو. پس مستعد شو و تو و تمامى جمعيتي كه نزد تو جمع شده‏اند خويشتن را مهيا سازيد و تو مستحفظ ايشان باش بعد از روزهاى بسيار از تو تفقد خواهد شد و در سال هاى آخر به زمينى كه از شمشير استرداد شده است خواهى آمد كه از ميان قومهاى بسيار بر كوه هاى اسراييل كه به خرابه‏هاى دايمى تسليم شده بود، جمع شده است و آن از ميان قوم ها بيرون آورده شده و تمامى اهلش به امنيت ساكن مى‏باشند»  

21. متن آيه 15 باب 38 كتاب حزقيال نبى: «و از مكان خويش در اطراف شمال خواهى آمد و تو قوم هاى بسيار همراه تو كه جميع ايشان اسب سوار و جمعيتى عظيم و لشكرى كثير مى‏باشند».  

22. متن آيه 12 باب 38 كتاب حزقيال نبى: «تا تاراج نمايى و غنيمت را ببرى و دست خود را به خرابى‏هايى كه معمور شده است و به قومى كه از ميان امت ها جمع شده‏اند بگردانى كه ايشان مواشى و اموال اندوخته‏اند و در وسط جهان ساكنند.»  

23. غنيمت معادل واژه انگليسى spoil است. از اين رو با برداشتن دو حرف نخست اين واژه oil مى‏ماند كه به معنى نفت است.  

24. متن آيه‏هاى 2، 4، 17 تا 20 باب سى و نهم كتاب حزقيال نبى: «و تو را برمى گردانم و رهبرى مى‏نمايم و ترا از اطراف شمال برآورده بر كوه هاى اسراييل خواهم آورد.» (آيه 2). «و تو و همه افواجت و قومهايى كه همراه تو هستند، بر كوههاى اسراييل خواهيد افتاد و ترا به هر جنس مرغان شكارى و حيوانات صحرا، به جهت خوراك خواهم داد» (آيه 4). «و اما تو اى پسر انسان، خداوند يهوه چنين مى‏فرمايد كه به هر جنس مرغان و به همه حيوانات صحرا بگو جمع شويد و بياييد و نزد قربانى من كه آنرا براى شما ذبح مى‏نمايم، فراهم آييد. قربانى عظيمى بر كوههاى اسراييل تا گوشت بخوريد و خون بنوشيد. گوشت جنابران را خواهيد خورد و خون روساى جهان را خواهيد نوشيد از قوچها و بره‏ها و بزها و گاوها كه همه آنها از پروارى‏هاى با شان مى‏باشند و از قربانى من كه براى شما ذبح مى‏نمايم پيه خواهيد خورد تا سير شويد و خون خواهيد نوشيد تا مست شويد و خداوند يهوه مى‏فرمايد كه بر سفره من از اسبان و سواران و جباران و همه مردمان جنگى سير خواهيد شد» (آيه‏هاى 17 تا 20).  

25. متن آيه‏هاى 17 و 18 از باب نوزدهم مكاشفه يوحنا: «و ديم فرشته‏اى را در آفتاب ايستاده كه به آواز بلند تمامى مرغانى را كه در آسمان پرواز ميكنند ندا كرده و مى‏گويد بياييد و به جهت ضيافت عظيم خدا فراهم شويد تا بخوريد گوشت پادشاهان و گوشت سپه سالاران و گوشت جباران و گوشت اسبان و سواران آنها و گوشت همگان را چه آزاد، چه غلام و چه صغير و چه كبير».  

26. متن آيه 28 از باب بيست و چهارم انجيل متى: «و هر جا كه مردارى باشد، كركسان در آنجا جمع شوند»  

27. متن آيه‏هاى 11 تا 15 باب سى و نهم از كتاب حزقيال نبى: «و در آن روز موضعى را براى قبر در اسراييل يعنى وادى عابريم را به طرف مشرق دريا به جوج خواهم داد و راه عبوركنندگان را مسدود خواهد ساخت و در آنجا جوج و تمامى جمعيت او را دفن خواهند كرد و آن را وادى هامون جوج خواهند ناميد و خاندان اسراييل مدت هفت ماه ايشان را دفن خواهند كرد تا زمين را طاهر سازند و تمامى اهل زمين ايشان را دفن خواهند كرد و خداوند يهوه مى‏گويد روز تمجيد من نيك نامى ايشان خواهد بود و كسانى را معين خواهند كرد كه پيوسته در زمين گردش نمايند و همراه عبوركنندگان آنانى را كه بر زمين مانده باشند دفن كرده آن را طاهر سازند، بعد از انقضاى هفت ماه آنها را خواهند طلبيد»

 

 

---------------------------------------------------------------------

آرماگدون؛ تدارک جنگ بزرگ (2)
ريگان: برای يك هارمجدون واقعی مسلح شويم‏



نوشته شده توسط گمگشته ,

  قرائت و گفتار توسط دکتر عبدالکريم سروش
مرتبط با :
ارسال شده در: پنجشنبه نهم خرداد 1387
نوشته شده توسط گمگشته ,

  آيا امام عصر عجل الله تعالى فرجه زمان ظهورش را مى داند؟
مرتبط با :
ارسال شده در: یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387
آيا امام عصر عجل الله تعالى فرجه زمان ظهورش را مى داند؟
برگرفته از كتاب : نشانه هاى ظهور
بحثى مفصل در روايات اهل بيت سلام اللّه عليهم اجمعين در كتب معتبره عنوان شده است كه آيا حجج الهى و ائمه معصومين سلام اللّه عليهم اجمعين به تمام حوادث و آنچه كه پيش مى آيد و در گذشته روى داده و يا در آينده انجام مى شود عالم هستند يا خير؟ براى روشن شدن اين حقيقت و به ويژه اينكه آيا وجود مقدس امام زمان ارواحنا له الفداء علم به وقت ظهور خود دارند يا نه ، از بيانات رسيده از ائمه معصومين سلام الله عليهم اجمعين استفاده مى كنيم .
امام باقر و علم رسول اكرم و ساير انبياء عليهم السلام
ابى بصير از حضرت باقر عليه السّلام از كيفيت علم رسول اكرم صلى الله عليه و آله مى پرسد. آن حضرت مى فرمايند:
سئل على عليه السّلام عن علم النبى صلى الله عليه و آله فقال : علم النبى علم جميع النبيين و علم ما كان و ما هو كائن الى قيام الساعة ثم قال والذى نفسى بيده انى لاعلم علم النبى صلى الله عليه و آله و علم ما كان و ما هو كائن فيما بينى و بين قيام الساعة . (15)
سؤال شد از على عليه السّلام از علم پيامبر صلى الله عليه و آله ، فرمود: علم پيامبر يعنى علم همه انبياء (يعنى علم همه انبياء در خدمت و نزد رسول گرامى اسلام است ) و پيامبر بزرگ اسلام صلى الله عليه و آله عالم به ماكان و مايكون است (آنچه در گذشته بوده و هرچه كه اكنون در دست اقدام است و كارهايى كه در آينده انجام مى گيرد) تا روز قيامت . قسم به خداوندى كه جانم در كف قدرت اوست كه من (على عليه السّلام ) همه دانشهاى رسول معظم صلى الله عليه و آله را مى دانم و از آنچه كه در گذشته در دنيا رخ داده و هرچه كه اكنون در دست اقدام است و امورى كه در آينده عملى خواهد شد عالم هستم .
خواننده عزيز!
اين است شاءن علمى امام عليه السّلام ، و طبق مدارك قطعيه اين مقام به امر خداوند و رسول مكرمش امروز (زمان غيبت ) اختصاص به حضرت بقية الله روحى له الفداء دارد. بنابراين ، چگونه ممكن است كسى كه وارث علوم همه انبياء و ائمه معصومين سلام الله عليهم اجمعين است و علم ماكان مايكون و ماهو كائن را دارد از مهمترين مساءله حياتى خويش (يعنى روز ظهور و قيامش ) آگاهى نداشته باشد؟ حاشا و كلا، بلكه مى داند ولى چون از اسرار بزرگ الهى است ، نبايد گفته شود؛ لذا فرمودند ((لانوقت ))، يعنى روز و وقت ظهور را تعيين نمى كنيم .
ائمه معصومين عليهم السلام در پيشگاه خداوند بزرگ
امام صادق عليه السّلام موقعيت وجودى ائمه سلام اللّه عليهم را در اين روايت چنين بيان فرموده اند:
نحن ولاة امر الله و خزنة علم الله و عيبة وحى الله . (16)
1. ما فرمانروايان از طرف خداوند هستيم .
2. ما خزانه داران علوم الهى هستيم .
3. ما مركز اسرار الهى هستيم .
خواننده عزيز!
چگونه ممكن است كه امام عليه السّلام خازن علم خداوند باشد، مركز اسرار ذات پاك حق باشد - يعنى خداوند اسرار خودش را به دست آنها داده باشد - و از طرف او فرمانرواى عالم هستى باشد اما از روز قيام و هنگام انتقام از دشمنان خداوند كه براى او ذخيره شده است بى اطلاع باشد؟
موقعيت علمى امام عليه السّلام
امام باقر عليه السّلام به راوى مى فرمايند:
والله انا لخزان الله فى سمائه و ارضه لا على ذهب و لا على فضة الا على علمه . (17)
به خدا سوگند ما خزانه داران خداوند در آسمانها و زمين هستيم و البته نه بر طلا و نقره بلكه بر علم او.
خواننده گرامى !
امروز وجود مقدس امام عصر روحى له الفداء گنجهاى علم خداوند در نزد آن وجود مقدس است ، آنوقت چگونه ممكن است كه از علم به ظهور خود كه در راءس تمام مسائل حياتى عالم آفرينش قرار دارد، بى اطلاع باشد؟
ابى حمزه مى گويد: از امام باقر عليه السّلام شنيدم كه رسول اكرم صلى الله عليه و آله از خداوند متعال نقل مى كنند كه فرمود:
استكمال حجتى على الاشقياء من امتك من ترك ولاية على والاوصياء من بعدك فان فيهم سنتك و سنة الانبياء من قبلك و هم خزانى على علمى من بعدك ثم قال رسول الله صلى الله عليه و آله لقد انباءنى جبرئيل عليه السلام باسمائهم و اسماء آبائهم . (18)
حجت من بر اشقياى امت تو تمام است ، يعنى آنهايى كه ولايت على بن ابى طالب (عليه السّلام ) و جانشينان بعد از او را نپذيرفتند؛ زيرا در وجود مقدس اميرالمؤ منين و ائمه بعد از او روش شما و همه پيامبران در او و ائمه بعد از او وجود دارد و نيز على (عليه السّلام ) و ائمه بعد از او خزانه دار علم من اند (پس امروز كه حضرت ولى عصر عليه السّلام نگهبان و خزانه دار علم خداوند است ، چگونه مى شود كه علم به وقت و روز و ساعت ظهور از آن حضرت پنهان بماند؟). آنگاه رسول اكرم صلى الله عليه و آله فرمودند: جبرئيل عليه السّلام نامهاى ائمه و نامهاى پدرانشان را به من خبر داده است .
جهات مختلفه دانش ائمه معصومين عليهم السلام
امام موسى بن جعفر عليهماالسلام مى فرمايند:
مبلغ عملنا على ثلاثة وجوه ماض و غابر و حادث فاما الماضى فمفسر و اما الغابر فمزبور و اما الحادث فقذف فى القلوب و نقر فى الاسماع و هو افضل علمنا لانبى بعد نبينا. (19)
دانش ما ائمه بر سه قسم است :
1. علم به گذشته كه براى ما تفسير كرده اند (مفسر يا خداوند بزرگ است يا رسول او يا امام پيش از هر امام ).
2. علم به آينده و آنچه در جهان واقع مى شود (در لوح محفوظ يا در جامعه يا مصحف حضرت فاطمه - سلام اللّه عليها نوشته شده كه امام معصوم از همه آنها باخبر است ).
3. علم به آنچه در آينده رخ مى دهد (از رويدادهايى كه در آنها بدا حاصل مى شود) آگاهى ما به آنها از طريق الهام در دل و يا به صورت سخن گفتن فرشته در گوش است ، و اين برترين دانش ماست ، و هرگز پيامبرى بعد از پيامبر ما نخواهد بود.
ائمه و رازدارى
امام باقر عليه السّلام به عبدالواحد فرزند مختار مى گويد:
لوكان لا لسنتكم اوكية لحدثت كل امرى ء بما له و عليه . (20)
اگر تملك زبان مى داشتيد و مى توانستيد رازدار باشيد، هر آينه به شما خبر مى دادم از آنچه به زيان و نفع شماست .
خواننده گرامى !
علم امام عليه السّلام نامحدود است و همه چيز در دايره علمش منعكس مى باشد. پس چگونه امام عصر روحى له الفداء از وقت ظهور خود خبر ندارد؟
آرى ، اگر كسى بگويد كه امام عليه السّلام نمى داند چه وقت ظهور مى كند نسبت جهل و نادانى به امام داده و پيداست كه اگر كسى نسبت جهل به امام عليه السّلام بدهد مجازاتش ‍ چه خواهد بود.
آنچه از روايت مذكور استفاده مى شود عدم ظرفيت شيعيان براى گرفتن اسرار از ائمه معصومين سلام اللّه عليهم است (به ويژه در اين زمان تاريك غيبت كبرى از وجود مقدس آقا حضرت صاحب الامر روحى له الفداء آن هم در ارتباط با تعيين وقت ظهور).
امام صادق عليه السّلام و كتب جفر و جامعه و مصحف فاطمه (س )
ابى بصير گويد:
دخلت على ابى عبدالله عليه السلام فقلت له جعلت فداك انى اساءلك عن مساءلة هيهنا احد يسمع كلامى ؟ قال فرفع ابو عبدالله عليه السّلام سترا بينه و بين بيت آخر فاطلع فيه ثم قال يا ابا محمد سل عما بدالك قال قلت جعلت فداك ان شيعتك يتحدثون ان رسول الله صلى الله عليه و آله علم عليا عليه السّلام بابا يفتح له منه اءلف باب قال فقال يا ابا محمد علم رسول الله صلى الله عليه و آله عليا عليه السّلام الف باب يفتح من كل باب الف باب قال قلت هذا والله العلم قال فنكت ساعة فى الارض ثم قال انه لعلم و ما هو بذلك قال ثم قال يا ابا محمد و ان عندنا الجامعة و ما يدريهم ما الجامعة ؟ قال قلت جعلت فداك و ما الجامعة ؟ قال صحيفة طولها سبعون ذراعا بذارع رسول الله صلى الله عليه و آله و املائه من فلق فيه و خط على بيمينه فيها كل حلال و حرام و كل شى ء يحتاج الناس اليه حتى الارش فى الخدش و ضرب بيده الى قال تاءذن لى يا ابا محمد قال قلت جعلت فداك انما انا لك فاصنع ما شئت قال فغمزنى بيده و قال حتى ارش هذا كانه مغضب قال قلت هذا والله العلم قال انه لعلم و ليس بذالك ثم سكت ساعة ثم قال و ان عندنا الجفر و ما يدريهم ما الجفر قال قلت و ما الجفر قال وعاء من ادم فيه علم النبيين و الوصيين و علم العلماء الذين مضوامن بنى اسرائيل قال قلت ان هذا هو العلم قال انه لعلم و ليس بذلك ثم سكت ساعة ثم قال و ان عندنا لمصحف فاطمة عليهاالسلام و ما يدريهم ما مصحف فاطمة (ع )؟ قال قلت و ما مصحف فاطمة ؟ قال مصحف فيه مثل قرآنكم هذا ثلاث مرات والله ما فيه من قرانكم حرف واحد قال قلت هذا والله العلم قال انه لعلم و ما هو بذاك ثم سكت ساعة ثم قال ان عندنا علم ما كان و علم ما هو كائن الى ان تقوم الساعة قال قلت جعلت فداك هذا هو والله العلم قال انه لعلم و ليس بذاك قال قلت له جعلت فداك فاى شى ء العلم قال ما يحدث بالليل و النهار الامر بعد الامر والشى ء الى يوم القيامة . (21)
شرفياب محضر امام صادق عليه السّلام شدم ، عرض كرم : قربانت گردم ، مى خواهم از شما موضوعى بپرسم . آيا در اينجا غير از ما كسى هست كه سخن مرا بشنود؟ مى گويد امام پرده وسط اطاق را بالا زد تا ابى بصير ببيند كه كسى نيست . آنگاه فرمود: اى ابى بصير! هرچه مى خواهى سؤ ال كن عرض كردم : قربانت گردم ، شيعيان شما مى گويند اميرالمؤ منين سلام اللّه عليه يك باب از علم از پيامبر بزرگ صلى الله عليه و آله آموخت كه از آن هزار باب علم بر روى حضرت على باز شده است . حضرت فرمود: اى ابابصير! رسول اكرم صلى الله عليه و آله هزار باب از علم به على عليه السّلام ياد داد كه از هر باب هزار باب علم به روى آن حضرت باز شد. ابابصير مى گويد عرض كردم : به خدا سوگند، اين است علم . ابى بصير مى گويد:
مولايم ساعتى با انگشتان مباركش بر زمين زد و فرمود: مسلما اين علم است ، اما آن علم كامل و همه جانبه نيست . فرمودند: كتاب جامعه نزد ماست و مردم نمى دانند جامعه چيست . مى گويد عرض كردم : جامعه چيست ؟ فرمود: كتابى است كه طول آن هفتاد ذراع است با ذراع رسول اكرم صلى الله عليه و آله و آن را به زبان مبارك بيان فرموده و حضرت على عليه السّلام نوشته است . به تمام احكام الهى از واجب و حرام و هرچه مردم نياز به آن دارند در آن هست ، حتى ديه و جرم يك خراش . در اين موقع امام صادق عليه السّلام دست مباركشان را بر من زده ، فرمودند: اجازه مى دهى ؟ عرض كردم : مولاى من ! هرچه ميل داريد عمل كنيد. آنگاه حضرت يك نشگون (يا در اصطلاح فارسيها يك پنجير) به من گرفت و فرمود: حتى جزاى اين عمل كوچك هم در آن بيان شده است . در اين موقع امام عليه السّلام به نظر غضبناك مى رسيدند. عرض كردم : قربانت بروم ، والله اين علم است . فرمودند: آرى ، اين علم است اما دانش نهايى نيست . سپس لختى سكوت كردند و سپس فرمودند: در نزد ما كتاب جفر است ، و مردم چه مى دانند جفر چيست . عرض كردم : قربانت شوم ، جفر كدام است ؟ فرمود: ظرفى است كه تمام علوم انبياء و اوصياء و دانشمندان بنى اسرائيل ، همه در آن است . عرض كردم : قربانت گردم ، اين است معنى علم ؟ فرمودند: اين علم است اما باز علم كامل نيست . آنگاه مدتى ساكت ماندند و فرمودند: نزد ماست مصحف مادرم فاطمه ، و مردم چه مى دانند مصحف فاطمه چيست . عرض كردم : مصحف فاطمه چيست ؟ فرمودند: سه برابر قرآن شماست ، به خدا سوگند، يك كلمه از قرآن شما در آن مصحف نيست . عرض كردم : به خدا علم كامل اين است . فرمودند: اين كتاب علم است اما علم كامل نيست . و لحظاتى خاموش شدند، آنگاه فرمودند: در نزد ماست علم به آنچه گذشته و هرچه كه در آينده واقع مى شود تا قيام قيامت . عرض كردم : به خدا سوگند، علم نهايى اين است . فرمودند: اين علم است اما علم كامل نيست . ابى بصير مى گويد عرض كردم : پس علم كامل و نهايى چيست ؟ فرمود: علم كامل آن است كه همواره در تزايد باشد، و بر آنچه در شبانه روز پديد مى آيد، بر فرمانهايى كه صادر مى شود و حوادثى كه تا روز قيامت رخ مى دهد، احاطه داشته باشد.
خواننده عزيز!
اين كتابها و علمها در نزد حضرت بقية الله ارواحنا له الفداء است . آيا باز هم مى توان باور كرد با اين قدرت بى نهايت علمى ، آن حضرت عالم به روز و سال ظهور و ساعت قيام جهانى اش نباشد؟ ابدا. او مى داند و بايد هم بداند، اما از اسرار بزرگ خداوندى است و كسى به آن آگاهى پيدا نخواهد كرد.
(اللهم عجل فرجه و اجعلنا من اعوانه و انصاره ).
نوشته شده توسط گمگشته ,

  پخش زنده
مرتبط با :
ارسال شده در: پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387

نوشته شده توسط گمگشته ,

  سخني از شيخ بهايي
مرتبط با :
ارسال شده در: پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387

سخني از شيخ بهايي: آدمي اگر پيامبر هم باشد، از زبان مردم آسوده نيست زيرا: اگر بسيار کار کند، ميگويند احمق است؛ اگر کم کار کند، مي گويند تنبل است؛ اگر بخشش کند، ميگويند افراط ميکند؛ اگر جمع گرا باشد، ميگويند بخيل است؛ اگر ساکت و خاموش باشد، ميگويند لال است؛ اگر زبان آوري کند، مبگويند ورٌاج و پرگوست؛ اگر روزه برآرد و شب ها نماز بخواند، ميگويند رياکار است؛ و اگر نکند، ميگويند کافر است.

نوشته شده توسط گمگشته ,

  ( اسامى و اوصاف و القاب حضرت مهدى (عج) )
مرتبط با :
ارسال شده در: پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387

( اسامى و اوصاف و القاب حضرت مهدى (عليه السلام) )

                مرحوم ثقة الاسلام نورى در بيان اسماء شريفه امام عصر (عج)، با استناد به آيات و روايات و كتب آسمانى پيشين و تعبيرات راويان و تاريخ نگاران تعداد يكصد و هشتاد و دو اسم و لقب براى حضرت مهدى(عليه السلام)ذكر مى كند و مدّعى است كه در اين مقام، از استنباط هاى شخصى و استحسان هاى غير قطعى خوددارى نموده است كه در غير اين صورت چندين برابر اين اسماء و القاب، قابل استخراج از كتب مختلفه بود. كه از آن جمله است:

                محمّد، احمد، عبداللّه، محمود، مهدى، برهان، حجّت، حامد، خلف صالح، داعى، شريد صاحب، غائب، قائم، منتظر و... ( نجم الثاقب، از صفحه 55 تا 132)

                كنيه هاى آن حضرت عبارتند از: ابوالقاسم (هم كنيه پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم))، ابوعبداللّه، اباصالح كه مرحوم نورى ابو ابراهيم، ابوالحسن و ابوتراب را نيز از كنيه هاى ايشان شمرده است.

                در اينجا به ذكر پاره اى عناوين و صفات كه در ضمن زيارتهاى مختلفه و ادعيه مربوط به حضرت مهدى (عليه السلام) مورد تصريح قرار گرفته است اشاره داريم، با اين اميد كه دقّت و تأمّلى در آنها، ما را با شئونات مختلفه آن بزرگوار آشنا ساخته و مقاماتى را كه غالباً از لسان معصومين(عليهم السلام) در ضمن اين دعاها و زيارتها براى امام دوازدهم(عليه السلام)بر شمرده شده براى مان روشن تر سازد.

                قابل ذكر اينكه تمام اين عناوين و اوصاف بطور خاص در مورد حضرت مهدى(عليه السلام)وارد گرديده، اگرچه بسيارى از آنها در مورد ساير امامان بزرگوار اسلام(عليهم السلام)نيز مى تواند مصداق داشته باشد.

                ديگر اينكه، آنچه ذكر مى شود نه به ادّعاى اسم يا لقب آن حضرت، بلكه به عنوان بهرهورى از تعابير موجود در نصوص زيارت و دعاست، اعم از اينكه واژه اى مفرد يا جمله اى توصيفى باشد.

                بقيّة اللّه: باقيمانده خدا در زمين.

                خليفة اللّه: جانشين خدا در ميان خلايق.

                وجه اللّه: مظهر جمال وجلال خدا، سمت و سوى الهى كه اولياى حق رو به او دارند.

                باب اللّه: دروازه همه معارف الهى، درى كه خدا جويان براى ورود به ساحت قدس الهى، قصدش مى كنند.

                داعى اللّه: دعوت كننده الهى، فرا خواننده مردم به سوى خدا، منادى راستين هدايت الى اللّه.

                سبيل اللّه: راه خدا، كه هركس سلوكش را جز در راستاى آن قرار دهد سر انجامى جز هلاكت نخواهد داشت.

                ولى اللّه: سر سپرده به ولايت خدا و حامل ولايت الهى، دوست خدا.

                حجة اللّه: حجّت خدا، برهان پروردگار، آن كس كه براى هدايتِ در دنيا، و حسابِ در آخرت به او احتجاج مى كنند.

                نور اللّه: نور خاموشى ناپذير خدا، ظاهر كننده همه معارف و حقايق توحيدى، مايه هدايت رهجويان.

                عين اللّه: ديده بيدار خدا در ميان خلق، ديدبان هستى، چشم خدا در مراقبت كردار بندگان.

                سلالة النّبوّة: فرزند نبوّت، باقيمانده نسل پيامبران.

                خاتم الاوصياء: پايان بخش سلسله امامت، آخرين جانشين پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم).

                علم الهدى: پرچم هدايت، رايت هميشه افراشته در راه اللّه، نشان مسير حقيقت.

                سفينة النّجاة: كشتى نجات، وسيله رهايى از غرقاب ضلالت، سفينه رستگارى.

                عين الحيوة: چشمه زندگى، منبع حيات حقيقى.

                القائم المنتظر: قيام كننده مورد انتظار، انقلابى بى نظيرى كه همه صالحان چشم انتظار قيام جهانى اويند.

                العدل المشتهر: عدالت مشهور، تحقق بخش عدالت موعود.

                السيف الشاهر: شمشير كشيده حق، شمشير از نيام بر آمده در اقامه عدل و داد.

                القمر الزّاهر: ماه درخشان، ماهتاب دلفروز شبهاى سياه فتنه و جور.

                شمس الظلاّم: خورشيد آسمان هستى ظلمت گرفتگان، مهر تابنده در ظلمات زمين.

                ربيع الأنام: بهار مردمان، سر فصل شكوفايى انسان، فصل اعتدال خلايق.

                نضرة الأيّام: طراوت روزگار، شادابى زمان، سرّ سرسبزى دوباره تاريخ.

                الدين المأثور: تجسّم دين، تجسيد آيين بر جاى مانده از آثار پيامبران، خودِ دين، كيان آيين، روح مذهب.

                الكتاب المسطور: قرآن مجسّم، كتاب نوشته شده با قلم تكوين، معجزه پيامبر در هيئت بشرى.

                صاحب الأمر: دارنده ولايت امر الهى، صاحب فرمان و اختياردار شريعت.

                صاحب الزمان: اختيار دارِ زمانه، فرمانده كل هستى به اذن حق.

                مطهّر الأرض: تطهير كننده زمين كه مسجد خداست، از بين برنده پليدى و ناپاكى از بسيط خاك.

                ناشر العدل: برپا دارنده عدالت، بر افرازنده پرچم عدل و داد در سراسر گيتى.

                مهدى الامم: هدايتگر همه امّت ها، راه يافته راهنماى همه طوايف بشريت.

                جامع الكَلِم: گردآورنده همه كلمه ها بر اساس كلمه توحيد، وحدت بخش همه صفها.

                ناصر حق اللّه: ياريگر حقِ خدا، ياورِ حقيقت.

                دليل ارادة اللّه: راهنماى مردم به سوى مقاصد الهى، راه بلد و راهبر انسانها در راستاى اراده خداوند.

                الثائر بأمر اللّه: قيام كننده به دستور الهى، بر انگيخته به فرمان پروردگار، شورنده بر غير خدا به امر خدا.

                محيى المؤمنين: احياگر مؤمنان، حياتبخش دلهاى اهل ايمان.

               مبير الكافرين: نابود كننده كافران، درهم شكننده كاخ كفر، هلاك كننده كفار.

                معزّ المؤمنين: عزّت بخش مؤمنان، ارزش دهنده اهل ايمان.

                مذلّ الكافرين: خوار كننده كافران، درهم شكننده جبروتِ كفر پيشگان.

                منجى المستضعفين: نجات دهنده مستضعفان، رهايى بخش استضعاف كشيدگان.

                سيف اللّه الّذى لاينبو: شمشير قهر خدا كه كندى نپذيرد.

                ميثاق اللّه الّذى أخذه: پيمان بندگى خدا كه از بندگان گرفته شده.

                مدار الدهر: مدار روزگار، محور گردونه وجود، مركز پيدايش زمان.

                ناموس العصر: نگهدارنده زمان، كيان هستى دوران.

                كلمة اللّه التامه: كلمه تامّه خداوند، حجّت بالغه الهى.

                تالى كتاب اللّه: تلاوت كننده كتاب خدا، قارى آيات كريمه قرآن.

                وعداللّه الّذى ضمنه: وعده ضمانت شده خدا، پيمان تخلّف ناپذير الهى.

                رحمة اللّه الواسعة: رحمت بى پايان خدا، لطف و رحمت بى كرانه پروردگار رحمت گسترده حق.

                حافظ اسرار رب العالمين: نگهبان اسرار پروردگار، حافظ رازهاى ربوبى.

                معدن العلوم النبويّه: گنجينه دانش هاى پيامبرى ـ خزانه معارف نبوى.

                نظام الدين: نظام بخش دين.

                يعسوب المتقين: پيشواى متقين.

                معزّ الاولياء: عزت بخش ياران.

                مذلّ الأعداء: خوار كننده دشمنان.

                وارث الانبياء: ميراث بر پيامبران.

                نور ابصار الورى: نور ديدگان خلايق.

                الوتر الموتور: خونخواه شهيدان.

                كاشف البلوى: بر طرف كننده بلاها.

                المعد لقطع دابر الظلمه: مهيّا شده براى ريشه كن كردن ظالمان.

                المنتظر لاقامة الأمت و العوج: مورد انتظار براى از بين بردن كژيها و نادرستى ها.

                المترجى لازالة الجور و العدوان: مورد آرزو براى بر طرف كردن ستم و تجاوز.

                المدّخّر لتجديد الفرائض و السنن: ذخيره شده براى تجديد واجبات و سنن الهى.

                المؤمّل لاِحياء الكتاب وحدوده: مورد اميد براى زنده ساختن دوباره قرآن و حدود آن.

                جامع الكلمة على التقوى: گرد آورنده مردم بر اساس تقوى.

                السبب المتصل بين الأرض و السماء: واسطه بين آسمان و زمين، كانال رحمت حق بر خلق.

                صاحب يوم الفتح و ناشرراية الهدى: صاحب روز پيروزى و بر افرازنده پرچم هدايت.

               مؤلف شمل الصلاح و الرضا: الفت دهنده دلها بر اساس رضايت و درستكارى.

                الطالب بدم المقتول بكربلا: خونخواه شهيد كربلا.

                المنصور على من اعتدى عليه وافترى: يارى شده عليه دشمنان وافترا زنندگان.

                المضطرّ الّذى يجاب اذا دعى: پريشان و درمانده اى كه چون دعا كند دعايش مستجاب شود.

نوشته شده توسط گمگشته ,

  چرا حضرت مهدى (عج)«منتظَر» ناميده مى شود
مرتبط با :
ارسال شده در: پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387

         حدیثی از امام جواد (عليه السلام) :

                در باره اينكه چرا حضرت مهدى (عج)«منتظَر» ناميده مى شود فرمود:

                «إن له غيبة يكثر ايامها و يطول امدها فينتظر خروجه المخلصون و ينكره المرتابون و يستهزئ به الجاحدون و يكذَّب فيها الوقاتون و يهلك فيها المستعجلون و ينجو فيها المسلّمون».

                «او را غيبتى هست كه زمانش زياد است و پايانش به طول مى انجامد. پس مخلصين چشم انتظار قيام او مى مانند و شك كنندگان به انكار او بر مى خيزند و منكرين به استهزاى او مى پردازند و تعيين كنندگان وقت ظهور مورد تكذيب قرار مى گيرند و عجله كنندگان در آن هلاك مى شوند و تسليم شدگان نجات مى يابند.»

  كمال الدين جلد 2 باب 37 ـ صفحه۰ 38

نوشته شده توسط گمگشته ,

  دیدار دختر آیت الله محمدعلی اراکی با امام زمان
مرتبط با :
ارسال شده در: چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387

 

حقاً اگر انسان با خدا باشد و برای رضای خدا عملی انجام دهد، به خوبی خواهد یافت که خداوند او را یله نگذارده و در مواقع ضرورت به فریادش میرسد، و ارواح طیبه حیه و جنود ملائکه برای کمک و صیانت او بسیج میشوند؛ چون عالم کون زنده و بیدار است . وَ عِنْدَنَا کِتَـبٌ حَفِیظٌ. (ق/4، و پیش ما کتابی است که همه چیز در آن محفوظ است.)

قضیه ای در همین یکی دو ساله اخیر در ایام حج اتفاق افتاد که شایان دقت است ، این قضیه متعلق به صبیه شیخ الطائفة الاعلام آیة الله آقای آقا میرزا محمد علی اراکی دام ظله العالی است که از علماء برجسته و طراز اول حوزه مقدسه علمیه قم و از زهاد و عباد و عُدولی است که در متانت و شخصیت و تقوای ایشان در نزد خاصه و عامه جای تردید و گفتگو نیست .

ایشان میفرمودند: این صبیه من از زنان صالحه و متدینه است ، و من خودم مستقیماً از زمان صباوت متکفل امور شرعیه و تعلیم و آداب و تربیت او شده ام و همه کارهای او زیر نظر من بوده است و در صدق گفتار او هیچ تردیدی نیست . در موسم حج عازم بیت الله الحرام شد تنها، و شوهرش با او نبود. و آنقدر عفیف و با حیا، و از برخورد با مردان تجنب دارد که این سفر به تنهائی برای او ایجاد نگرانی نموده بود و پیوسته در تفکر بود که خدایا چگونه من تنها بروم ؟ من که تا به حال به زیارت بیت الله مشرف نشده ام ؟ و از مناسک و آداب حج عملاً چیزی نمی دانم ، من چگونه طواف کنم و سعی کنم ؟ تا اینکه در آستان سفر قرار گرفت ، و من در موقع حرکت به او گفتم : این ذکر را پیوسته بگو و برو: یا عَلیمُ یا خَبیرُ! خدا از تو دستگیری خواهد نمود؛ چون این سفر واجب است و البته خداوند از میهمانان خود که راه را نمی شناسند و آشنائی ندارند حمایت می نماید.

صبیه ما بحمدالله و المنه سفر خود را به خوبی و به سلامتی و موفقیت به پایان رسانید و مراجعت کرد، و برای ما واقعه خود را در مکه مکرمه هنگام ورود به بیت الله الحرام برای انجام طواف چنین تعریف کرد: من پس از آنکه از میقات احرام بستم و وارد مسجد الحرام شدم که طواف را بجای بیاورم ، دیدم در اطراف کعبه آنقدر جمعیت متراکم است که أبداً من قدرت ندارم طواف کنم ، حجر الاسود را که نقطه ابتدای شروع طواف است پیدا کردم و هر چه خواستم از آنجا شروع کنم و به گرد خانه کعبه طواف کنم ، دیدم أبداً مقدور نیست . بیچاره شدم ، گفتم : خدایا من برای طواف خانه تو آمده ام و می بینی که با این ازدحام و انبوه جمعیت قدرت ندارم ، خدا چکنم ، نمی توانم !؟

در اینحال ناگهان دیدم از مکان مُحاذی حجر الاسود فضائی به شکل استوانه باز شد و کسی به گوش من گفت : خودت را به امام زمانت بسپار و در این فضا با او طواف کن ! من وارد این محل خالی استوانه ای شدم ؛ و دیدم در جلو، حضرت امام زمان مشغول طواف هستند و پشت سر آن حضرت کمی به طرف دست چپ شخص دیگری است ، و من وارد شدم و پشت سر آن دو مشغول طواف شدم و از حجر الاسود شروع کردم و تا هفت شوط را به همین منوال تمام کردم . و در این مدت نه تنها احساس جمعیت نمیکردم بلکه ابداً حتی انگشت کسی به دست یا بدن من اصابت نکرد و در تمام هفت شوط حالِ طواف متوسل به آن حضرت بودم و دست روی شانه های آن حضرت می مالیدم و التماس و تضرع داشتم ، ولی چهره آن حضرت را نمیدیدم چون روی آن حضرت به طرف جلو و در حال اشتغال به طواف بودند و چون هفت شوط طواف به پایان رسید خود را خارج از آن حلقه نگریستم ، و دیگر أبداً امام زمانی و شخص دیگری نبود و دیگر آن حضرت را ندیدم و من از این قضیه فقط یک تأسف دارم و آن اینکه من چرا به آن حضرت سلام نکردم تا جواب سلام آن حضرت را نیز دریافت کنم .

آیه الله أراکی مد ظله السامی میفرمودند: این نتیجه انقطاع به خداست ؛ و خود را عاجز و فقیر دیدن و تبتل و ابتهال بسوی او نمودن و من در سفر حج که مشرف شدم بسیار مشتاق بودم که حجر الاسود را استلام کنم ، و یک روز با جمعی از دوستان همراه برای طواف رفتیم که شاید به کمک و مساعدت آنان قدری جمعیت راه دهند و ما بتوانیم برای یکبار استلام حجر را بنمائیم ، همینکه با آن همراهان و یاوران به نزدیک حجر رسیدیم و نزدیک بود استلام کنیم که ناگهان یک فشار انبوه جمعیت چنان ما را از آنجا بر کنار زد که هر کدام به گوشه ای پرتاب شدیم ! و این نتیجه عدم انقطاع به خدا و همان فی الجمله اعتماد و اتکائی بود که به آن همراهان داشتیم !

آیة الله أراکی هم اکنون در قید حیات هستند، پیرمردی نورانی و معمر و شاید قریب نود سال از عمرشان میگذرد، و در قم ساکن و بسیاری از مشتاقان ، این قضیه را از خود ایشان شنیده اند، و کسانی هم که مایل باشند میتوانند در سفری که به قم مشرف میشوند به حضورشان رفته و بدون واسطه بشنوند، و صبیه ایشان نیز در قید حیاتند و میتوانند مخدرات از ایشان استماع و استفاده نمایند.

نوشته شده توسط گمگشته ,

  وضعیت اهل حق در زمان ظهور در دیگر کتب آسمانی (زبور،انجیل،تورات )
مرتبط با :
ارسال شده در: چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387

 

در همه ادیان زنده جهان اعتقاد به ظهور منجی وجود دارد . در این میان ادیان بزرگ جهان، اسلام زرتشت، مسیحیت و یهودیت گوی سبقت را از دیگران ربوده وبیشتر در این باره سخن گفته اند . خداوند در قرآن می فرماید:« ولقد کتبنا فی الزبور بعد الذکر ان الارض یرثها عبادی الصالحون (انبیاء/105) »:''و همانا در زبور بعد از تورات نوشتیم که زمین را بندگان صالح به ارث خواهند برد.''

در تورات

درکتاب اشعیاء نبى (از کتب عهد عتیق) چنین آمده است: مسکینان را به عدالت داورى خواهد کرد، و به جهت مظلومان زمین به راستى حکم خواهد نمود... و کمربند کمرش عدالت خواهد بود و کمربند میانش امانت. و گرگ با بره سکونت خواهد داشت و پلنگ با بزغاله خواهد خوابید، و گوساله و شیر پروارى با هم...، اشعیاء نبى، ص11، 1-6». در کتاب دانیال نبى نیز وعده رستگارى عمومى را مى‏دهد: و در آن زمان میکائیل امر عظیمى که براى پسران قوم تو ایستاده است خواهد برخاست، و چنان زمان تنگى خواهد شد که از حینى که امتى به وجود آمده است تا امروز نبوده است، و در آن زمان هر یک از قوم تو که در دفتر مکتوب یافت شود، رستگار خواهد شد، و بسیارى از آنانى که در زمین خوابیده‏اند بیدار خواهند شد، اما اینان به جهت حیات جاودانى و آنان به جهت خجالت و حقارت جاودانى و حکیمان مثل روشنایى افلاک خواهند درخشید، و آنانى که بسیارى را به راه عدالت رهبرى مى‏نمایند، مانند ستارگان خواهند بود تا ابدالآباد. اما تو اى دانیال! کلام را مخفى دار، و کتاب را تا زمان آخر مهر کن. دانیال نبى، ص12، 1-4».

مزامیر داود ظاهراً این کتاب همان زبور داود است که به صراحت بیان مى‏کند که منتظران خداوند، حلیمان و صالحان وارث زمین مى‏شوند: ... زیرا که شریران منقطع خواهند شد، و اما منتظران خداوند وارث زمین خواهند بود. هان! بعد از اندک زمانى شریر نخواهد بود، در مکانش تأمل خواهى کرد و نخواهد بود، و اما حلیمان وارث زمین خواهند شد، و از فراوانى سلامتى متلذذ خواهند گردید... نعمت اندک یک مرد صالح بهتر است از اندوخته‏هاى شریران کثیر، زیرا که بازوهاى شریران شکسته خواهد شد، و اما صالحان را خداوند تأیید مى‏کند. کتاب مزامیر، ص37، 9-18» در قسمتى دیگر نیز چنین آمده است: و اما نسل شریر منقطع خواهد شد، صالحان وارث زمین خواهند بود، و در آن تا به ابد سکونت خواهند نمود. همان، ص37، 29-30»

این جملات مؤید همین است که مراد از زبور، زبور داود است زیرا به صراحت کلام خداوند در قرآن در اینجا آمده است. در تورات از علائم ظهور، وظائف منتظرین ، دوران پس از ظهور، شخص مسیحا ومدینه فاضله ای که پس از آن به وجود می آید سخن گفته شده است وسعی نموده مخاطبان خود را به آینده امیدوار کرده واز این طریق تحمل مشکلات وسختی ها را آسان نماید.« اگر چه تاخیر نماید برایش منتظر باش زیرا که البته خواهد آمد ودرنگ نخواهد کرد؛ بلکه جمیع امتها را نزد خود جمع می کند وتمامی قومها را برای خویشتن فراهم می آورد» . همان طور که در متن تورات آمده است موعود جهانی تمام امتها را نزد خود جمع میکند وتمامی قوم ها را برای خویشتن فراهم می آورد واین همان تشکیل حکومت جهانی امام مهدی علیه السلام در اسلام است . برای زمان ظهور علائم ونشانه هایی در تورات ذکر شده است که با دقت در آنها میتوان رابطه بین آنها و پیشگویی های اسلام پیدا کرد .

به عنوان مثال (صیحه آسمانی) را یاد آور میشود واینکه نوای عدالت وبشارت ظهور او از آسمانها اعلام میشود. «''آسمانها عدالت اورا اعلام کنند وجمیع قومها جلال اورا می بینند و پرستندگان بتها ی تراشیده خجل میشوند ،جمله های 3و25- مزمور داوود- مزمور 97 ''». حتی در بخشی از تورات به قائم اشاره شده است واینکه همه انسانهایی که در آن عصر زندگی میکنند رستگاری خواهند دید. «در آن زمان امیر عظیمی که برای قوم تو قائم است بر خواهد خواست و چنان زمان ننگی خواهد شد که از حینی که بین امت بوجود آمده است تا امروز نبوده است ودر آن زمان هر یک از قوم تو که دردفتر مکتوب یافت شود رستگار خواهد شد ،دانیال نبی- باب 12 » .«وآنانی که بسیاری را به راه عدالت رهبری مینمایند مانند ستارگان خواهند بود تاابدالاباد ،دانیال نبی- باب12- بند های 1-5-10-13».

همان طور که از متن تورات برمی آید انسانهای سعید ودرستکاری که قبل از ظهور از دنیا رفته اند هنگامه ظهوراز خاک بر می خیزند و چون ستار گانی می درخشند، دراسلام نیز به این موضوع تصریح شده است . به عنوان نمونه امام صادق (علیه السلام)میفرمایند : «هرکس چهل صباح دعای عهد را بخواند از یاران قائم خواهد بود واگر پیش از قیام او بمیرد از خاک برمی خیزد وبه یاری او می شتابد، مفاتیح الجنان- شرح دعای عهد ». بیشتر تعابیری که در تورات برای دوران پس از ظهور استفاده شده است،جنبه تمثیلی واستعاری دارد وکمتر بطور صریح از آن دوران سخن گفته شده است.

در فرهنگ تورات شریران همان ظالمان وستمگران هستند که جهان را از ظلم وجور پر می کنند . این شریران تا زمان ظهور به ظلم می پردازند وراست روانان را میکشند. اما با ظهور موعود دستهایشان بسته خواهد شد ودیگرمجالی برای جولان ظلم ندارند. شریران منقطع خواهند شد اما منتظران خداوند و وارث زمین خواهند گردید« ...هان بعد از اندک زمانی شریر نخواهد بود و اما حکیمان وارث زمین خواهند شد شریران شمشیر را برهنه کرده وکمان را کشیده اند تا مسکین وفقیر را بیاندازند وراست رویان را مقتول سازند . شمشیر ایشان بر دل ایشان فرو خواهد رفت وکمانهای ایشان شکسته خواهد شد.

بازوهای ایشان شکسته اما صالحان را خداوند تایید می کند . خداوند روزهای صالحان را می داند ومیراث ایشان ابدی خواهد بود ودشمنان خداوند مثل خرمی مرتع ها فانی خواهند شد . بلی مثل دخان فانی خواهند شد . شریر قرض میکند ووفا نمی کند اما صالح رحیم وبخشنده است. آنانی که از وی برکت یابند وارث زمین گردند وآنان که ملعون وی هستند منقطع می شوند . صالحان وارث زمین خواهند بود ودر آن تا ابد سکونت خواهند کرد . دهان صالحان حکمت را بیان میکند وزبان او انصاف را ذکر میکند . شریعت خدای وی در دست اوست پس قدم هایش نخواهد لرزید ،زبور داوود-مزبور 7-جمله 9» در 35 بخش از مزامیر 150 گانه نیز ظهور منجی موجود است (زبور داوود): "زیرا که شریران منقطع خواهند شد، و اما منتظران خداوند، وارث زمین خواهند شد. هان بعد از اندک زمانی شریر نخواهد بود و ..." (کتاب مزامیر، مزمور، بعد 37، 90، 12).

در اناجیل:

در اناجیل کنونى از آمدن «پسر انسان» خبر مى‏دهد. در انجیل متى چنین آمده است: همچنانکه برق از مشرق ساطع شده تا به مغرب ظاهر مى‏شود، ظهور پسر انسان نیز چنین خواهد شد... آنگاه علامت پسر انسان در آسمان پدید گردد، و در آن وقت جمیع طوایف زمین سینه‏زنى مى‏کنند، و پسر انسان را ببینند که بر ابرهاى آسمان با قوت و جلال عظیم مى‏آید، و فرشتگان خود را با صور بلند آواز فرستاده، برگزیدگان او را از بادهاى اربعه از کران تا به کران فلک فراهم خواهند آورد... اما از آن روز و ساعت هیچ‏کس اطلاع ندارد، حتى ملائکه آسمان، جز پدر و بس، لیکن چنانچه ایام نوح بود، ظهور پسر انسان نیز چنان خواهد بود... پس بیدار باشید، و حاضر باشید، زیرا در ساعتى که گمان نبرید، پسر انسان مى‏آید. انجیل متى، ص24، 27، 30-31، 36-37، 42»

در انجیل مرقس چنین آمده است: آنگاه پسر انسان را ببینند که با قوت و جلال عظیم بر ابرها آید، در آن وقت فرشتگان خود را از جهات اربعه از انتهاى زمین تا به اقصاى فلک فراهم خواهد آورد... ولى از آن روز و ساعت غیر از پدر هیچ‏کس اطلاع ندارد، نه فرشتگان در آسمان و نه پسر هم. پس برحذر و بیدار شده، دعا کنید زیرا نمى‏دانید که آن وقت کى مى‏شود... مبادا ناگهان آمده شما را خفته یابد، اما آنچه به شما مى‏گویم به همه مى‏گویم، بیدار باشید. انجیل مرقس، ص14، 36-37، 32-33، 36-37».در انجیل لوقا نیز چنین آمده است: کمرهاى خود را بسته، چراغهاى خود را افروخته بدارید... پس شما نیز مستعد باشید، زیرا در ساعتى که گمان نمى‏برید، پسر انسان مى‏آید. انجیل لوقا، ص12، 35».

آنچه در اناجیل مختلف اعم از یوحنا ، برنابا ،متی ، ولوقا درباره مهدی موعود گفته شده است همگی حکایت از مدینه فا ضله ای می کند که در دوران پس از ظهور بوجود خواهد آمد،بیشتر نوید های انجیل تعبیر(پسر انسان) است. این تعبیر طبق نوشته ها (مسترهاکس)آمریکایی بیش از 80 بار در انجیل و ملحقات آن ذکر شده که فقط 30 مورد آن به حضرت عیسی قابل تطبیق و50 مورد آن از نجات دهنده ای سخن می گوید که در آخر الزمان ظهور خواهد کرد . عیسی با او خواهد آمد واو را جلال خواهد بخشید. در انجیل نیز وظایفی برای منتظرین گفته شده است در این وظایف تاکید بر آمادگی قبل از ظهور شده است. «کمر های خود را بسته وچراغهای خود را افروخته بدارید وشما همانند کسانی با شید که انتظار آقای خود را میکشند که چه وقت مراجعت کند تا هروقت آید ودر را بکوبد بی درنگ در برای او باز کند ،انجیل لوقا- باب 12-جمله 35». در میان امتها گوئید که خداوند سلطنت می گیرد،ربع مسکونی پایدار می شود وجنبش نخواهد خورد. قومها را به انصاف داوری خواهد نمود . آسمان شادی کند وزمین مسرور گردد . دریا وپری آن غرش نماید . صحرا وهرچه در آن است به وجد آید آنگاه تمام درختان جنگل ترنم خواهد کرد زیرا که می آید ،زیرا که برای داوری جهان می آید ،ربع مسکونی را به انصاف داوری خواهد کرد. با تمام تفاوتهایی که در ادیان مختلف در باره موعود آخرالزمان گفته شده است لیکن اتفاق نظر بر ظهور منجی از نسل داوود (علیه السلام) وتشکیل مدینه فاضله ای که پس از قیام قائم بوجود می آید تاکیدی است بر شمولیت آن .

اینها نمونه‏هایى از وعده الهى است که در کتب آسمانى قبل از اسلام آمده است، و با بررسى در اعتقادات ادیان و مکاتب مختلف روشن مى‏شود که همه در انتظار مصلح بزرگى هستند که با ظهور خود، ظلم و جور را از بین مى‏برد، و جهان را از عدالت پر مى‏کند. در قرآن کریم نیز علاوه بر آیاتى که بیان شده، در آیه محل بحث بشارت چنین روزى را از تورات و زبور بیان کرده است. اما چرا از میان همه کتابهاى آسمانى، فقط از این دو کتاب نام برده شده است؟ بعضى گفته‏اند: ممکن است به خاطر آن باشد که داود یکى از بزرگترین پیامبرانى بوده که تشکیل حکومت حق و عدالت داد، و بنى‏اسراییل نیز مصداق روشن قوم مستضعفى بودند که بر ضد مستکبران قیام کردند، و دستگاه آنها را به هم پیچیدند، و وارث حکومت و سرزمین آنها شدند.19 درباره آیه« ولقد کتبنا فی الزبور بعد الذکر ان الارض یرثها عبادی الصالحون (انبیاء/105) » ترجمه: ''و همانا در زبور پس از تورات نوشتیم که زمین را بندگان شایسته ما به ارث خواهند برد.'' بحثهایى مطرح است که:

معناى وراثت زمین:

وراثت زمین به معناى این است که سلطنت بر منافع از دیگران به صالحان منتقل مى‏شود، و برکات زندگى در زمین مختص ایشان مى‏شود. درباره این آیه بین مفسران اختلاف است که آیا مراد از این وراثت در دنیاست، یا در آخرت، و یا هر دو؟ وراثت در آخرت یعنى وارث بهشت مى‏شوند. کسانى که این نظریه را پذیرفته‏اند؛ دلیلشان این آیه شریفه است که خداوند از بهشتیان حکایت مى‏کند. آنها در بهشت مى‏گویند:« و قالوا الحمدللَّه الذى أورثنا الأرض، نتبوء من الجنة حیث نشاء. سوره زمر(39)، آیه 74».''و گفتند: سپاس براى خدایى است که ما را وارث زمین کرد، و هر جا از بهشت که بخواهیم مأوى مى‏گزینیم''. در جاى دیگر نیز خداوند مى‏فرماید: « أولئک هم الوارثون الذین یرثون الفردوس. سوره مؤمنون(23)، آیه 11» اینها همان وارثان هستند، کسانى که بهشت را به ارث مى‏برند. اما کسانى که مى‏گویند مراد از این آیه وراثت در دنیاست، در حقیقت آن را هم سیاق با آیات دیگرى مى‏دانند که خداوند به مؤمنان صالح و مستضعفان وعده خلافت در زمین و وراثت آن داده است. البته آیه اختصاص به وراثت دنیایى و آخرتى ندارد، بلکه با اطلاقى که دارد شامل هر دو مى‏شود. اما به نظر مى‏رسد که کلمه »ارض« وقتى به صورت مطلق آورده مى‏شود مراد دنیا و این جهان است، و براى آخرت نیاز به قرینه دارد، و چون در اینجا قرینه‏اى نیست، بنابراین، این آیه خبر از روزى مى‏دهد که در دنیا حکومت به دست صالحان مى‏افتد..

پیام آیه:

آیا این آیه قانونى کلى و فراگیر در همه زمانها و مکانهاست، و یا اینکه مربوط به موقعیت خاصى از زمان است؟ سید قطب این آیه را بیانگر سنت الهى مى‏داند و معتقد است که هر جا دو عنصر ایمان قلبى و نشاط عمل در امتى جمع شود، در هر موقعیت تاریخى که باشند وارث زمین مى‏شوند، اما وقتى این دو عنصر جدا شود، کفه ترازو بالا مى‏رود و پیروزى نصیب کسانى مى‏شود که به وسیله‏هاى مادى تمسک کرده‏اند. اصل این مسأله حق است که سنت الهى بر این است که هر جا مؤمنان صالح به ضعف کشیده شوند و با استمداد از خداوند قیام کنند و در راه خدا با ظالمان بجنگند، خداوند به آنها وعده پیروزى داده است، و چنین کسانى در همان محدوده خود وارث زمین مى‏شوند، و احکام خدا را اجرا مى‏کنند. اما، به نظر مى‏رسد که در این جهت، سیاق این آیه با سایر آیات متفاوت است. این آیه حکایت از آینده‏اى مى‏کند که عدالت جهانى حکمفرما و جهان به دست صالحان اداره مى‏شود. مفسر این آیه، روایاتى است که از فریقین نقل شده است که به وسیله یکى از اهل بیت پیامبر، جهان پس از اینکه از ظلم و جور پر شد، سرشار از عدالت فراگیر مى‏شود.

بنابراین نمى‏توان گفت که مراد این آیه، زمان بعثت پیامبر اسلام(ص) و تشکیل حکومت اسلامى در مدینه است. زیرا اولاً، گرچه دین اسلام، دینى جهانى است، اما در آن زمان و بعد از آن فراگیر نشد. و قلمرو آن محدوده معینى بود، و ثانیاً، همان‏طور که بیان شد، روایات زیادى از فریقین نقل شده که خود آن حضرت خبر از روزى مى‏دهد که به وسیله یکى از اهل بیتش زمین بعد از پر شدن از ظلم و جور، از قسط و عدل پر خواهد شد. بنابراین، چنین روزى مربوط به زمان ظهور اسلام و بعثت نبى‏اکرم نیست، در حقیقت ظهور اسلام مقدمه و زمینه‏سازى براى چنین روزى است. و اگر قبل از آن روز موعود، قیام و نهضت دینى صورت گیرد و به وسیله مصلحان دین حکومتى بر مبناى دین تشکیل شود، این حکومت سایه‏اى از آن روز موعود است. خلاصه کلام این که خداوند در این سوره (سوره انبیا) بعد از بیان قیام پیامبران بر ضد باطل و برخورد ناشایست دشمنان لجوج و مردمان غافل، خبر از روزى مى‏دهد که در سراسر عالم، حق بر باطل، توحید بر شرک، و عدالت بر ظلم پیروز مى‏شود، و آینده‏اى درخشان و سعادتمند در پیش روى بشریت است.

و خداوند در کتب آسمانى پیشین نیز تحقق چنین روزى را وعده داده است، همچنانکه شیخ طوسى از امام باقر(ع) روایت مى‏کند که: این وعده‏اى به مؤمنان است که آنها وارث همه زمین مى‏شوند. در روایت اسلامی سخن از گروهی زبده است ، که به محض ظهور امام به آن‏ حضرت ملحق می‏شوند . بدیهی است که این گروه ابتدا به ساکن خلق نمی‏شوند و به قول معروف از پای بوته هیزم سبز نمی‏شوند . معلوم می‏شود در عین اشاعه و رواج ظلم و فساد ، زمینه هایی عالی وجود دارد که چنین گروه زبده را پرورش می‏دهد . این خود می‏رساند که نه تنها حق و حقیقت به صفر نرسیده‏ است ، بلکه فرضا اگر اهل حق از نظر کمیت قابل توجه نباشد از نظر کیفیت‏ ارزنده‏ترین اهل ایمانند و در ردیف یاران سید الشهداء . از نظر روایات اسلامی در مقدمه قیام و ظهور امام یک سلسله قیامهای‏ دیگر از طرف اهل حق صورت می‏گیرد ، آنچه به نام قیام یمانی قبل از ظهور بیان شده است نمونه‏ای از این سلسله قیامها است . از مجموع آیات و روایات استنباط می‏شود که قیام مهدی موعود ( عج ) آخرین حلقه از مجموع حلقات مبارزات حق و باطل است که از آغاز جهان بر پا بوده است . " مهدی موعود تحقق بخش ایده‏آل همه انبیاء و اولیاء و مردان مبارز راه‏ حق است " .

 

 

نوشته شده توسط گمگشته ,

  ثمرات ظهور منجی آخر الزمان
مرتبط با :
ارسال شده در: چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387

 

 

 

در حدیث است که در آستانه ظهور آقا امام مهدی علیه السلام زمین پر

 ظلم و جور است. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید:

«فیملا الارض قسطا و عدلا کما ملت ظلما و جورا » . بعد از آنکه

پیمانه ظلم و جور پرشد ، دنیا را پر از عدل و داد می‏کند . بعد فرمود :

« یقسم المال صحاحا » ''ثروت را به طور صحیح تقسیم می‏کند ''.

 گفتند : یا رسول الله یعنی چه به طور صحیح ؟ فرمود : عادلانه و بالسویه

 تقسیم می‏کند . « و یملا الله قلوب امة محمد غنی و یسعهم عدله

»( اعلام الوری ، ص . 401)''خداوند دل امت اسلام را مملو از غنا می‏کند ''.

 یعنی خیال نکن غنا و ثروت تنها همان ثروت مادی است ، دلها غنی

می‏شود ، فقرها و نیازها و حقارتها و بیچارگیها و کینه‏ها و حسادتها ،

همه از دلها بیرون کشیده می‏شود.

امام علی علیه السلام در نهج البلاغه می‏فرماید :

« یاخذ الوالی من غیرها عمالها علی مساوی اعمالها » .

''اول‏ کاری که آن والی الهی می‏کند این است که عمال و

حکام را یک یک می‏گیرد ، اعوان خودش را اصلاح می‏کند ،

 دنیا اصلاح می‏شود ''. « و تخرج له الارض افالیذ کبدها » .

 ''زمین پاره های جگر خودش را بیرون می‏دهد ''، یعنی زمین

هر موهبتی که در خودش دارد از هر معدنی ، و هر استعدادی

 که‏ شما تصور بکنید ، همه را بیرون می‏دهد ، هر چه تا امروز

مضایقه کرده بیرون‏ می‏دهد . « و تلقی الیه سلما مقالیدها ».

''زمین می‏آید مثل یک غلام در حالی‏ که تسلیم است کلیدهای

خودش را در اختیار او قرار می‏دهد ''( اینها همه‏ تعبیر و بیان است )

یعنی دیگر سری در طبیعت باقی نمی‏ماند مگر اینکه به‏ دست

او کشف می‏شود ، مجهولی در طبیعت باقی نمی‏ماند مگر اینکه در

 آن‏ دوره مکشوف می‏گردد . « فیریکم کیف عدل السیرة » .

 آنوقت او به شما نشان خواهد داد که عدالت واقعی یعنی چه ،

نشان خواهد داد که اینهمه که‏ دم از اعلامیه حقوق بشر و آزادی

می‏زدند همه‏اش دروغ بود ، اینهمه که دم‏ ازصلح می‏زدند همه‏اش

دروغ و نفاق و " جو فروشی و گندم نمائی " بود .

«و یحیی میت الکتاب و السنة ». قوانین کتاب و سنت

 را که متروک مانده‏ و به حسب ظاهر مرده و از میان رفته است

 ، زنده خواهد کرد.

« و ارتفع فی ایامه الجور ». ''جور و ظلمی دیگر در کار نیست

''.« و امنت‏ به السبل » همه راهها ، راههای زمینی ، دریایی

و هوایی امن می‏شود ، چون‏ منشاء این نا امنیها ناراحتی‏ها و

 بی عدالتی‏هاست . راجع به " توحید الهی‏ می‏فرماید :

« حتی یؤحدوا الله و لا یشرک به شیئا » ترجمه: ''تا این که همگان

 موحد می شوند و حتی اندک شرکی باقی نمی ماند ''. و راجع به

 " امنیت " می‏فرماید :

« و تخرج العجوزه الضعیفة من المشرق ترید المغرب لا یؤذیها احد »

 (نهج البلاغه ، خطبه . 138 ) . ''یک پیر زن ناتوان ، از مشرق تا مغرب

 دنیا را مسافرت می‏کند بدون کوچکترین آزار و اذیتی'' .

زیاد است : آنچه از عدالت‏ گفته شده است ، از صلح و صفا به

 معنی واقعی گفته شده است ، از آزادی و امنیت کامل گفته شده

است ، از ثروت و برکت فراوان گفته شده است ، از تقسیم عادلانه

 ثروت گفته شده است ، از فراوانی وسائل - وسائل دامداری و

غیره - از میوه و گوسفند گفته شده است ، از نبودن مفاسد

 گفته شده است‏ که دیگر شرب خمری وجود نخواهد داشت ،

 دیگر زنائی وجود نخواهد داشت ، دیگر بشر تنفر دارد از دروغ گفتن

، تنفر دارد از غیبت کردن ، تنفر دارد از تهمت زدن ، تنفر دارد از

 ظلم کردن .

به طوری که از متون اسلامی استفاده می‌گردد، در عصر ظهور برکات

 و نعم فراوانی بر اهل زمین آشکار می‌گردد. این برکات و نعم را در

حالت کلی می‌توان به دو دسته تقسیم نمود: الف) برکات مادی ب)

برکات معنوی. از جمله آنها عبارتند از :

1- برقراری عدالت:

او مظهر عدلی است که همگان منتظر اویند، در زمان او عدل چون

نور خورشید به درون خانه افراد نفوذ می‌کند و عدالت او شمول داشته

و افراد بدکار و نیکوکار را فرا می‌گیرد؛ همچنین با ظهور او کتابهای

 آسمانی انبیای گذشته، بدون هیچ انحرافی عرضه می‌گردد و او بین

 اهل تورات با تورات و بین اهل انجیل با انجیل و با اهل قرآن با قرآن

قضاوت می‌کند. درآن دوران حق هر کس به او بازگردانده می‌شود.

همچنین او میان انسانها در امر ثروت مساوات کامل برقراری می کند.

2-ایجاد امنیت:

در زمان حکومتش امنیت در سرتاسر زمین تامین می‌شود؛ اشرار

هلاک خواهند شد؛ فتنه‌گرها و غارتگرها نابود می‌شوند و در راهها

 امنیت کامل برقرار می‌گردد. روز ظهور آخرالزمان ، روز منتفی شدن

جنگ و بر قراری صلح و صفا و محبت و تعاون در همه جا می باشد.

3- رغبت و رو آوردن مردم و اهل ادیان به دین و دیانت:

براساس شیوه مناسب دعوت آن حضرت، مردم با میل و رغبت به

دین و عبادت خداوندی روی می‌آورند و رانده‌شدگان از دین به سوی

آشیانه‌های آرام‌بخش خویش بازمی‌گردند و در حکومت او بدعتها و

 بی‌دینی‌ها و ستمگری‌ها ریشه‌کن می‌گردد.

4- پیشرفت محاسن اخلاقی و قوه‌های عقلانی:

با عنایت امام زمان (علیه السلام) عقول افراد ترقی نموده و اخلاق

آنها کامل می‌شود؛ قلوب مردم آکنده از غنا و بی‌نیازی می‌شود؛ ریا

 از میان مردم رفته و امانتداری رایج می‌گردد و ریشه های دروغ و تهمت

 قطع می‌گردد. همچنین هیچ کس بر دیگری برتری نمی‌ورزد. روز ظهور

 حضرتش ، روز منتفی شدن کامل مفاسد اخلاقی از قبیل زنا ، ربا ،

شرب خمر ، خیانت‏ ، دزدی ، آدمکشی و غیره و خالی شدن روانها از

عقده‏ها و کینه‏ها است.

5- پیشرفت علم و دانش:

علاوه بر دو قسمت علم که قبل از ظهور توسط پیامبران آورده شده

 است، بیست و پنج حرف (قسمت) دیگر علم توسط آن حضرت آشکار

 می‌گردد. آن حضرت علم و دانش را همانند عدالت در سرتاسر زمین

 منتشر می‌سازد و با عنایت آن حضرت علم در قلوب مؤمنین قرار می‌گیرد.

 آن روز ، روز بلوغ بشریت به خردمندی کامل و پیروی از فکر و ایدئولوژی

 و آزادی‏ از اسارت شرائط طبیعی و اجتماعی و غرائز حیوانی است.

6-همراهی طبیعت با مؤمنان:

به دلیل همراهی اهل ایمان با موعود، برکات آسمانی و زمینی بر مردم

 سرازیر می‌شود و زمین برکات خود را خارج می‌سازد. آسمان باران خود

را می‌بارد؛ درختان، میوه خود را به ثمر می‌نشانند و زمین گیاهان خود را

 می‌رویاند.

7- رفاه اقتصادی عموم جامعه:

در دوران طلایی ظهور، مردم با حاکمی بسیار بخشنده مواجه می‌باشند.

حضرتش آن چنان اموالش را می‌بخشد که کسی قبل از او نبخشیده باشد.

 بدلیل امنیت اقتصادی حاکم بر جهان، مردم به زراندوزی و انباشته کردن

اموال نیازی نخواهند داشت.

8-رفاه اجتماعی:

در آن زمان، نهرها پر آب شده و به اطراف زمین کشیده می‌شوند و همه کس

 در همه جا از نعمت آب برخوردار است. در آن زمان دامها بر روی زمین

 فراوان می‌شوند و مردم از فواید آنها برخوردار می‌گردند و خیر و برکت

به دست مهدی (علیه السلام) زیاد می‌گردد به طوری که زمین به دست

آن حضرت با صفا و باطراوت می‌گردد. در آن روز تمام زمین عمران و آباد

 می شود در حدی که نقطه خراب و آباد ناشده باقی نماند و در آنجا

حداکثر بهره گیری از مواهب زمین می شود.

9-تداوم حکومت صالحین بر کره زمین تا روز قیامت:

حکومت امام زمان (عج) آغاز حکومت آل محمد (ص) است بر روی زمین

 و همان حکومت صالحین است که قرآن به آن وعده داده است ونیز وعده

 آن در تورات و زبور و سایر کتب آسمانی ذکر شده است. برای حکومت

 صالحین مدت زمان مشخصی تعیین نگردیده و آن حکومت تا روز قیامت

 ادامه خواهد داشت.

10 - پیروزی نهایی:

آنچه برای حضرت مهدی (علیه السلام) تقدیر شده است، پیروزی نهایی

 و همیشگی است نه چیز دیگر؛ بنابر این ایشان همچون پدرانشان در

میان مردم می‌باشد.آن روز، روز پیروزی نهائی صلاح و تقوا و صلح و عدالت

 و آزادی و صداقت برزور و استکبار و استعباد ظلم و اختناق و دجل و

( دجالگری و فریب ) .

 

 

نوشته شده توسط گمگشته ,

  مصداق اولین و آخرین در آیات 13و 14 سوره واقعه
مرتبط با :
ارسال شده در: چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387

در آیات 13و14 سوره واقعه آمده: «ثلة من الاولیین و قلیل من الاخرین»

گروه کثیری از اولین و کمی‏ از آخرین از زمره سابقان‏اند. این آیه معرکه آراء

 میان مفسرین شده است‏ که مقصود از " ''اولین'' " و " ''آخرین'' " چیست.

 بعضی گفته‏اند " ''اولین'' " یعنی ما قبل پیامبر اکرم، از آدم علیه السلام|آدم

تا رسول خدا و " ''آخرین'' " یعنی از رسول خدا به بعد، یعنی امت پیغمبر

آخر الزمان.
اگر این جور باشد معنای‏ آیه این می‏شود که گروه سابقین که مقربان

هستند اکثرشان از امتهای دیگر یعنی از مردم قبل از زمان حضرت رسول

 هستند، در دوره حضرت رسول به بعد گروه کمی هستند که به مقام

سابقین رسیده‏اند.


معنای این سخن این است که‏ چون در امم سابقه پیغمبران زیاد بوده‏اند

 و ما صد و بیست و چهار هزار پیغمبر داریم، لااقل همه پیغمبران را باید

 در زمره سابقین شمرد اگر از اوصیای پیغمبران کسی جزو آنها نباشد،

 ولی در امت آخرالزمان فقط ائمه‏اند که در ردیف سابقین هستند و عده

 کمی از غیر ائمه هم ممکن است جزو سابقین‏
باشند.

ولی عده‏ای دیگر از مفسرین این نظر را قبول ندارند که " ''اولین'' " یعنی‏

 مردم قبل از پیغمبر و " ''آخرین'' " یعنی امت آخرالزمان، بلکه می‏گویند

مقصود از " ''اولین'' " و " ''آخرین'' " هر دو همین امت آخر الزمان هستند

منتها (سابقین) در میان اولینشان بیشتر است تا آخرینشان.


قرینه‏اش هم‏ این است که در اول مخاطب می‏فرماید:

«و کنتم ازواجا ثلاثة» شما سه نوع هستید. این " ''شما'' "

 که می‏گوید، می‏توانیم بگوییم مخالطب در اینجا (امت آخر الزمان است).

 البته محال‏نیست ولی بعید است که‏ بگوییم این " کنتم "

یعنی شما بشرها از اول عالم تا آخر عالم.

ظاهر این است که " ''کنتم'' " خطاب به امت آخر الزمان است:

شما امت آخر الزمان سه دسته خواهید بود: سابقین، اصحاب المیمنة

یا اصحاب الیمین و اصحاب الشمئمه یا اصحاب الشمال، خصوصا که

ما قرائن دیگر هم از خارج بر همین مطلب داریم از جمله این حدیثی

 که فریقین نقل کرده‏اند که پیغمبر اکرم فرمود:

«علماء امتی کانبیاء بنی‏اسرائیل»

 (یا: افضل من انبیاء بنی‏اسرائیل*) علمای امت من مانند انبیاء

بنی‏اسرائیل‏اند یا افضل‏ از انبیاء بنی‏اسرائیل هستند.


و باز احادیث زیادی داریم که پیغمبر اکرم‏ فرمود اتباع من در قیامت

از اتباع تمام پیغمبران دیگر بیشتر است یعنی‏ کسانی که به وسیله

من به سعادت می‏رسند با مقایسه تمام امتهای دیگر بیشتر هستند.

در یک حدیث فرمود در حدود سه ربع اهل بهشت امت پیغمبر آخر الزمان

 هستند در این صورت بعید است که کسی بتواند این جور بگوید که در

 تربیت پیغمبرهای گذشته افرادی که به مقام سابقین رسیده‏اند زیاد

بوده‏اند و در امت آخرالزمان افرادی که به مقام سابقین برسند کمتر

هستند.


بنابراین ظاهر این است که قضیه از همین قرار است که در هر دو،

خطاب‏به امت آخر الزمان است یعنی نظر فعلا درباره اینهاست. شما ای‏ امت

 آخر الزمان سه گروه هستید: سابقان، اصحاب المیمنة، اصحاب‏ المشئمة

، ولی در میان اولین شما از سابقان بیشترند تا آخرین شما.


*علم الیقین فیض کاشانی، ص 750 با عبارت

«علماء هذه الامة کانبیاء بنی‏اسرائیل»

نوشته شده توسط گمگشته ,

  بصره
مرتبط با :
ارسال شده در: چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387

بصره از شهرهای بزرگ، معروف و تجاری عراق، و نخستین شهر

عراقی بود که در عهد اسلامی به دست عقبه بن غزوان و با برنامه‌ریزی

 ابوالحربا عاصم بن دلف در سال 15 قمری بنا گشت.

مردم بصره در آغاز خلافت امام علی علیه السلام، از پیروان عثمان،

خلیفه سوم، و از مخالفان امام علی بودند. از این جهت طلحه و زبیر

 و عایشه به بصره پناه بردند و توانستند مردم بصره را علیه امام بشورانند

؛ که در نتیجه جنگ جمل در سال 36 در حوالی همین شهر به راه افتاد.

در پایان جنگ جمل حضرت علی علیه السلام وارد بصره شد و در اجتماع

عظیم بصریان در مسجد جامع این شهر سخنرانی فرمود. امام در آن خطبه

 اهل بصره را به شدت سرزنش کرد و آنان را بقایای قوم ثمود خواند.

این سخنان و خطبه‌های تند دیگر امام، وجدان مردم بصره را بیدار کرد و

طولی نکشید که بصره به یکی از مهم‌ترین مراکز تشیع تبدیل شد. از آن

تاریخ تا سال 45 قمری، بصره یکی از کانون‌های قیام شیعیان علیه بنی‌امیه

 بود. ولی در سال 45 قمری که زیاد بن ابیه از سوی معاویه والی بصره شد،

 کشتار فجیع و تکان‌دهنده‌ای بین علویین و شیعیان به راه انداخت و بصره را

 تحت نفوذ کامل امویان در آورد. بصره از آن پس نیز دستخوش دگرگونی‌های

زیادی شد.

این شهر غیر از واقعه جمل و فاجعه کشتار زیاد، حوادث فراوان دیگری

نیز به خود دید که از جمله آنها می‌توان به قیام ابراهیم بن عبدالله بن حسن

بن علی علیه السلام اشاره کرد.


این قیام که در سال 144 قمری روی داد به شهادت ابراهیم و تخریب سه

هزار خانه و قطع صد هزار اصله نخل متعلق به علویان و شیعیان بصره

 انجامید. این جنایات توسط بنی عباس جهت انتقام از علویان صورت گرفت.

در روایات مربوط به آخر الزمان، از غرق شدن کامل شهر بصره و عدم

 همراهی مردم این شهر با امام مهدی علیه السلام خبر داده شده است.

نوشته شده توسط گمگشته ,

  مشخصات عصر ظهور
مرتبط با :
ارسال شده در: چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387
 

 

به اتفاق علمای تشیع و اهل تسنن ، این جمله از

 پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم متواتر است‏ .

احدی در این جمله تردید ندارد که پیغمبر اکرم فرمود :

« لو لم یبق من‏ الدنیا الا یوم واحد لطول الله ذلک الیوم حتی

 یخرج رجل من ولدی » . یعنی‏ ''اگر فرض کنیم از دنیا یک روز بیشتر

 باقی نمانده است ، خدا آن روز را طولانی می‏کند تا مهدی از اولاد

من ظهور بکند'' . مقصود این است : این قضای‏ حتمی پروردگار است

 که اگر فرض کنیم از عمر دنیا یک روز بیشتر باقی‏ نمانده است ، این

کار حتما باید عملی شود . این روایتی است که اهل تشیع و اهل تسنن

 هر دو روایت کرده‏اند ، و در آن‏ تردیدی نیست . پیغمبر آن روز را روشن

 و دوره کمال بشریت می‏بیند و می فرماید : « المهدی یبعث فی امتی

علی اختلاف من الناس و الزلازل » .

امام مهدی علیه السلام ) در یک شرایطی می‏آید که اختلاف در میان

بشر شدید وزلزله ها بر قرار است ( مقصود زلزله‏های ناشی از مواد

زیر زمین نیست ) اصلا زمین به دست‏ بشر دارد تکان می‏خورد و خطر ،

بشریت را تهدید می‏کند که زمین نیست و نابود شود .

« فیملا الارض قسطا و عدلا کما ملت ظلما و جورا » .

 بعد از آنکه پیمانه ظلم و جور پرشد ، دنیا را پر از عدل و داد می‏کند .

 « یرضی‏ عنه ساکن السماء و ساکن الارض » .

از او ، هم خدای آسمان راضی است و هم‏ خلق خدای آسمان

و مردم روی زمین . می‏گویند : الحمدالله که شر این ظلمها از

 سر ما کوتاه شد . بعد فرمود : « یقسم المال صحاحا » ''ثروت

 را به طور صحیح تقسیم می‏کند ''. گفتند : یا رسول الله یعنی چه

 به طور صحیح ؟ فرمود : عادلانه و بالسویه تقسیم می‏کند .

« و یملا الله قلوب امة محمد غنی و یسعهم عدله »

( اعلام الوری ، ص . 401)''خداوند دل امت اسلام را مملو از غنا می‏کند

''. یعنی خیال نکن غنا و ثروت تنها همان ثروت مادی است ، دلها غنی می‏شود

 ، فقرها و نیازها و حقارتها و بیچارگیها و کینه‏ها و حسادتها ، همه از دلها

بیرون کشیده می‏شود.

امام علی علیه السلام در نهج البلاغه می‏فرماید :

 « حتی تقوم‏ الحرب بکم علی ساق ، بادیا نواجذها ، مملوءش اخلافها ،

 حلوا رضاعها ، علقما عاقبتها » . پیش بینی می‏کند که قبل از ظهور

 حضرت مهدی ، آشوب‏ عجیب و جنگهای بسیار مهیب و خطرناکی

دردنیاهست .می‏فرماید : جنگ‏ روی پای خودش می‏ایستد ، دندانهای

خودش را نشان می‏دهد مثل یک درنده‏ای‏ که دندان نشان می‏دهد ،

شیر پستان خودش را نشان می‏دهد ، یعنی آن ستیزه‏ جویا و آتش

افروزان جنگ ، نگاه می‏کنند می‏بینند این پستان جنگ خوب شیر می‏دهد

 یعنی به نفعشان کار می‏کند ، اما نمی‏دانند که عاقبت این جنگ به‏ ضرر

 خودشان است ، « حلوا رضاعها » ''دوشیدنش خیلی شیرین است'' اما

« علقما عاقبتها » ''اما عاقبتش فوق العاده تلخ است'' .

« الا و فی غد و سیأتی غد بما لا تعرفون » بدانید که فردا دنیا آبستن

 چیزهایی است که هیچ پیش بینی‏ نمی‏کنید ، نمی‏شناسید و آگاه نیستید

، ولی بدانید هست و فردا با خود خواهد آورد . « یاخذ الوالی من غیرها

عمالها علی مساوی اعمالها » . ''اول‏ کاری که آن والی الهی می‏کند

این است که عمال و حکام را یک یک می‏گیرد ، اعوان خودش را اصلاح می‏کند

 ، دنیا اصلاح می‏شود ''. « و تخرج له الارض افالیذ کبدها » . ''زمین

پاره های جگر خودش را بیرون می‏دهد'' ، یعنی زمین هر موهبتی که در

 خودش دارد از هر معدنی ، و هر استعدادی که‏ شما تصور بکنید ، همه

را بیرون می‏دهد ، هر چه تا امروز مضایقه کرده بیرون‏ می‏دهد .

« و تلقی الیه سلما مقالیدها ».''زمین می‏آید مثل یک غلام در حالی‏

 که تسلیم است کلیدهای خودش را در اختیار او قرار می‏دهد''

( اینها همه‏ تعبیر و بیان است ) یعنی دیگر سری در طبیعت باقی

نمی‏ماند مگر اینکه به‏ دست او کشف می‏شود ، مجهولی در طبیعت

باقی نمی‏ماند مگر اینکه در آن‏ دوره مکشوف می‏گردد .

« فیریکم کیف عدل السیرة » . آن وقت او به شما نشان خواهد

داد که عدالت واقعی یعنی چه ، نشان خواهد داد که این همه که‏ دم

از اعلامیه حقوق بشر و آزادی می‏زدند همه‏اش دروغ بود ، این همه که

دم‏ ازصلح می‏زدند همه‏اش دروغ و نفاق و " جو فروشی و گندم نمائی "

 بود . «و یحیی میت الکتاب و السنة ». قوانین کتاب و سنت را که

متروک مانده‏ و به حسب ظاهر مرده و از میان رفته است ، زنده

 خواهد کرد. و نیز فرمود: « اذا قام القائم حکم بالعدل » هر یک

از ائمه ما یک لقبی دارد ، مثلا امیرالمؤمنین : علی المرتضی ،

امام الحسن المجتبی ، امام حسین : سیدالشهداء و ائمه دیگر :

 السجاد ، الباقر ، الصادق ، الکاظم ، الرضا ، التقی ، النقی ،

 الزکی العسکری . حضرت یک لقبی دارد مخصوص به خود ، لقبی

 که از مفهوم قیام گرفته شده‏ است ، آنکه در جهان قیام می‏کند

 : القائم . اصلا ما حضرت مهدی را به قیام‏ و عدالت می‏شناسیم .

هر امامی به یک صفت شناخته می‏شود .


این امام به‏ قیام و عدالت شناخته می‏شود .

 « و ارتفع فی ایامه الجور ». ''جور و ظلمی دیگر در کار نیست

''.« و امنت‏ به السبل » همه راهها ، راههای زمینی ، دریایی و هوایی

امن می‏شود ، چون‏ منشاء این نا امنیها ناراحتی‏ها و بی عدالتی‏هاست .

وقتی که عدالت بر قرار بشود ، از آنجا که فطرت بشر فطرت عدالت است

 ، دلیل ندارد که‏ نا امنی وجود داشته باشد . « و اخرجت الارض برکاتها »

 . و زمین تمام‏ برکات خودش را بیرون می‏آورد .

« و لا یجد الرجل منکم

یؤمئذ موضعا لصدقته‏ و لا بره . . . و هو قوله تعالی

 : و العاقبة للمتقین »

 . آیا می‏دانید ناراحتی مردم آنوقت چیست ؟ ناراحتی مردم فقط

این است که اگر بخواهند یک صدقه‏ای بدهند و یک کمکی به کسی

 بکنند ، یک نفر مستحق پیدا نمی‏کنند ، یک فقیر در روی زمین

پیدا نخواهد شد . راجع به " توحید الهی‏ می‏فرماید :

« حتی یؤحدوا الله و لا یشرک به شیئا » .

 و راجع به " امنیت " می‏فرماید :

« و تخرج العجوزة الضعیفة من المشرق ترید المغرب لا یؤذیها احد »

 (نهج البلاغه ، خطبه . 138 ) . یک پیر زن ناتوان ، از مشرق تا مغرب

 دنیا را مسافرت می‏کند بدون کوچکترین آزار و اذیتی . زیاد است :

 آنچه از عدالت‏ گفته شده است ، از صلح و صفا به معنی واقعی

گفته شده است ، از آزادی و امنیت کامل گفته شده است ،

از ثروت و برکت فراوان گفته شده است ، از تقسیم عادلانه ثروت

 گفته شده است ، از فراوانی وسائل - وسائل دامداری و غیره -

 از میوه و گوسفند گفته شده است ، از نبودن مفاسد گفته شده

 است‏ که دیگر شرب خمری وجود نخواهد داشت ، دیگر زنائی وجود

نخواهد داشت ، دیگر بشر تنفر دارد از دروغ گفتن ، تنفر دارد از

غیبت کردن ، تنفر دارد از تهمت زدن ، تنفر دارد از ظلم کردن .

اینها بر اساس چه فلسفه‏ای است‏ ؟ اسلام می‏گوید عاقبت بشر

عدالت است ، اما نمی‏گوید آن عدالتی که در عاقبت می‏آید فقط این

است که فکر بشر به اینجا منتهی می‏شود که منفعت من در این است

 که منافع دیگران را حفظ کنم ، نه ، در آن زمان عدالت برای بشر محبوب

و مثل یک معبود است ، یعنی‏ روحش رقاء پیدا می‏کند ، تربیتش کامل

 می‏شود ، و این نمی‏شود جز اینکه یک‏ حکومت عادل جهانی بر مبنای

 ایمان ، خدا پرستی و خداشناسی و بر مبنای‏ حکومت قرآن به وجود آید

 ، و ما مسلمین خوشوقتیم که بر خلاف این همه‏ بدبینی‏هایی که در

 دنیای غرب برای بشریت به وجود آمده به آینده بشریت‏ خوشبین هستیم .

 برای بشر و برای زمین ، از این پرتگاهها باز هم پیدا شده‏ است ، دست

 الهی بالای همه دستها است :

 « و کنتم علی شفا حفرش من النار فانقذکم منها»:

 ''در صورتی که در پرتگاه آتش بودید ، خدا شما را نجات داد'

'(سوره آل عمران ، آیه . 103 ) .

دولتی مقرون‏ به عدل و عقل و حکمت و خیر و سعادت و سلامت

 و امنیت و رفاه و آسایش و وحدت عمومی و جهانی در انتظار بشریت

 است ، دولتی که در آن دولت‏ حکومت با صالحین است و انتخاب اصلح

به معنی واقعی در آن صورت خواهد گرفت . روز بهروزی خواهد رسید

« و اشرقت الارض بنور ربه،زمر ، 69» روزی که "

« اذا قام » « القائم حکم بالعدل ، ارتفع فی ایامه الجور و أمنت

به السبل ، و اخرجت‏ الارض برکاتها و لا یجد الرجل منکم یومئذ

موضعا لصدقته و لا بره و هو قوله‏ تعالی " و العاقبة للمتقین ،

 اعراف ،28» . ''در آن روز به عدالت حکم شود و ستم‏ برای همیشه

 رخت بربندد ، راهها امن گردد ، زمین برکات و استعدادهای خود را ظاهر

گرداند و حداکثر استفاده از منابع و خیرات زمین صورت گیرد ، فقیری پیدا

نشود که مردم صدقات و زکوات خود را باو بدهند و اینست معنی‏ سخن خدا

: عاقبت از آن متقیان است ''. همانطور که ظهورهای گذشته پس از

 سختی‏هائی بوده ، قطعا این ظهور نیز پس از سختیها و شدت‏ها خواهد بود

 . همیشه برقها در ظلمتها می جهد .

علی علیه السلام اشاره بظهور مهدی موعود می‏کند و چنین می‏فرماید :

 «حتی تقوم الحرب بکم علی ساق بادیا نواجذها ، مملوئة اخلافها ،

 حلوا رضاعها ، علقما عاقبتها ، الا و فی غد و سیأتی غد بما لا تعرفون

 یأخذ الوالی من غیرها عمالها علی مساوی أعمالها و تخرج الارض له

 افالیذ کبدها و تلقی الیه سلما لمقالیدها فیریکم کیف عدل السیرش »

 « و یحیی میت الکتاب و السنة ، نهج البلاغه ،خطبه 136»

یعنی ''جنگ قد علم خواهد کرد در حالیکه دندان‏های خود را نشان می‏دهد

 . پستانهایش پر است و آماده است ، شروع کار شیرین است و عاقبت

 آن تلخ‏ همانا فردا و فردا چیزی ظاهر خواهد کرد که او را نمی شناسید

 و انتظارش‏ را ندارید آن حاکم انقلابی هر یک از عمال حکومتهای قبلی

 را بسزای خویش‏ خواهد رسانید ، زمین پاره‏های جگر خود را از معادن

و خیرات و برکات برای‏ او بیرون خواهد آورد و کلیدهای خود را با تمکین

به او تسلیم خواهد کرد ''. آن وقت به شما نشان خواهد داد که عدالت

واقعی چیست و کتاب خدا و سنت‏ پیامبر را احیاء خواهد کرد .

علی علیه السلام نیز از یک آینده عبوس و خشمناک و جنگهای وحشت

 زا یاد می‏کند ولی علی در پایان این شب سیه یک سفیدی میمونی را نوید

 می‏دهد.قرآن کریم هم می‏فرماید :

 «و لقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر ان الارض یرثها عبادی‏ الصالحون

 ، انبیاء 105»" یعنی ''ما از پیش اطلاع داده‏ایم که وارث اصلی زمین ،

 بندگان‏ صالح و شایسته ما خواهند بود ''. برای همیشه زمین در اختیار

 ارباب شهوت و غضب و بندگان جاه و مقام و اسیران هوای نفس نخواهد

بود . آری اینست فلسفه بزرگ مهدویت ، در عین اینکه پیش‏بینی یک سلسله‏

 تکانهای شدید و نابسامانیها و کشتارها و بی عدالتی‏ها است : پیش بینی‏

 یک آینده سعادت بخش و پیروزی کامل عقل بر جهل ، توحید بر شرک ،

ایمان‏ بر شک ، عدالت بر ظلم ، سعادت بر شقاوت است . به همین جهت

نوید و آرزو است .

بسیاری از افراد بشر خیال می‏کنند که مسئله ظهور حضرت حجت

عجل الله‏ تعالی فرجه یک امری است مساوی با انحطاط دنیا و بازگشت

بشر به انحطاط . قضیه بر عکس است ، فساد فکری و اخلاقی و علمی

بشر است ، به حکم همه‏ شواهد و ادله‏ای که از دین به ما رسیده است .

 همان دینی که موضوع ظهور حضرت حجت را و عدل کلی را برای ما ذکر

کرده است اینها را هم ذکر کرده‏ است . در حدیث اصول کافی است که

 وقتی آن حضرت ظهور می‏کند خدای متعال‏ دست خود را بر سر افراد بشر

 می‏کشد و عقل افراد بشر افزون می‏شود ، فکر و عملشان زیاد می‏شود .

 وقتی که وجود مقدس او ظهور می‏کند دیگر گرگ و گوسفندی در دنیا وجود

 ندارد ، حتی گرگها با یکدیگر در صلح و صفا زندگی‏ می‏کنند . کدام گرگها ؟

 آیا همان گرگهایی که در بیابان زندگی می‏کنند ؟ یا گرگهای افراد بشر .

یعنی گرگ دیگر طبیعت گرگی ندارد ، طبیعت گرگی از گرگ گرفته می‏شود .

نوشته شده توسط گمگشته ,

  ظهور منجی در اسلام
مرتبط با :
ارسال شده در: چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387

ظهور منجی در اسلام

روایات اسلامی نیز بر آمدن حضرت مسیح علیه‏السلام صحه می‏گذارند. از جمله آن که

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:

«وَالَّذی نَفْسی بِیَدِهِ لَیُوشَکَنَّ اَنْ یُنَزَّلَ فیکُمُ ابْنُ مَرْیَمَ حَکَما عَدْلاً وَ اِماما مُقْسِطا؛ '

'سوگند به آن که جانم به دست او است به طور یقین عیسی بن مریم به عنوان داوری عادل

و پیشوایی دادگر در میان شما فرود خواهد آمد''» .همچنین مفسران در تفسیر آیه 159

سوره نساء آن رابا بازگشت حضرت مسیح در آخر الزمان مرتبط می‏دانند و این آیه را در

 همین رابطه ارزیابی می‏کنند، مجمع البیان، ج3، ص212؛ نمونه، ج4، ص204. به هر حال

 مسأله فرود آمدن مسیح علیه‏السلام و بازگشت وی در آخرالزمان از نقاط مشترک اندیشه

انتظار نزد مسلمانان و مسیحیان است.

البته اسلام در این رابطه منجی موعود را مهدی علیه‏السلام معرفی نموده، او را پیشوای

 آخرالزمان معرفی می‏کند:

«کَیْفَ بِکُمْ (اَنْتُمْ) اِذا نَزَلَ عیسَی بْنُ مَرْیَمَ فیکُمْ وَ اِمامُکُمْ مِنْکُمْ؛

 ''چگونه خواهید بود، آنگاه که عیسی بن مریم در میان شما فرود آید و پیشوای شما از

 خود شما باشد. ، بحار الانوار، ج 14، ص 344''» یا آنکه در روایتی دیگر از قول

 امام باقر علیه السلام نقل شده است:

«یَنْزِلُ قَبْلَ یَوْمِ الْقِیامَةِ اِلَی الدُّنْیا فَلا یَبْقی اَهْلُ مِلَّةِ یَهُودیٍّ وَ لا نَصْرانیٍّ اِلاّ آمَنَ بِهِ

قَبْلَ مَوْتِهِ وَ یُصَلّی خَلْفَ الْمَهْدیِّ؛

''پیش از قیامت، [عیسی] به دنیا فرود می‏آید و هیچ کس از ملت یهود و مسیحی

 نمی‏ماند مگر آنکه پیش از مرگ به او ایمان آورد و [آن حضرت[ پشت سر مهدی علیه‏السلام

نماز می‏گذارد، بحار الانوار، ج 14، ص 349''.»

در اسلام نیز مسئله انتظار فرج، بسیار قدیمی است که یکی از نشانه‌های سابقه داشتن

 این اعتقادها همانا ظهور عده‌ای از مدعیان مهدودیت، از اوائل اسلام به این طرف می‌باشد.

 در اسلام تا حدی به انتظار فرج اهمیت داده شده که پیامبر اکرم آن را برترین اعمال امتش

معرفی نموده و امام صادق علیه‌ السلام یکی از شرایط پذیرفته شدن اعمال بندگان را انتظار

 حکومت مهدی عجل‌الله (انتظار فرج) می‌داند و در جایی دیگر می‌فرمایند که "و انتظروا الفرج

 صباحاً و مساعاً یعنی صبح و شام در انتظار فرج و ظهور باش". مسئله مهدی موعود از صدر

 اسلام و از زمان پیغمبر اکرم یک امر قطعی و مسلم در میان مسلمین بوده است و از نیمه

دوم قرن اول هجری منشأ حوادث بزرگ تاریخی شده است .

مهدویت در اسلام و بالاخص در تشیع یک فلسفه بزرگ است، اعتقاد به ظهور منجی است،

 نه در شعاع زندگی یک قوم و یک ملت و یا یک منطقه‏ و یا یک نژاد بلکه در شعاع زندگی

 بشریت. مهدویت به این نیست که یک‏ منجی بیاید، و مثلا شیعه را یا ایران را یا آسیا را یا

مسلمانان جهان را نجات دهد، مربوط به این است که یک منجی و مصلح ظهور کند و تمام

اوضاع‏ زندگی بشر را در عالم دگرگون کند و در جهت صلاح و سعادت بشر تغییر بدهد. قرآن کریم

 هم می‏فرماید: "« و لقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر ان الارض یرثها عبادی‏ الصالحون ،

 انبیاء ، 105» یعنی ما از پیش اطلاع داده‏ایم که وارث اصلی زمین ، بندگان‏ صالح و شایسته

 ما خواهند بود. برای همیشه زمین در اختیار ارباب شهوت و غضب و بندگان جاه و مقام و

 اسیران هوای نفس نخواهد بود." پیش بینی‏ یک آینده سعادت بخش و پیروزی کامل عقل

بر جهل ، توحید بر شرک ، ایمان‏ بر شک ، عدالت بر ظلم ، سعادت بر شقاوت است.

اندیشه پیروزی نهائی نیروی حق و صلح و عدالت بر نیروی باطل و ستیز و ظلم ، گسترش

جهانی ایمان اسلامی ، استقرار کامل و همه جانبه ارزشهای‏ انسانی ، تشکیل مدینه فاضله

 و جامعه ایده‏آل ، و بالاخره اجراء این ایده‏ عمومی و انسانی به وسیله شخصیتی مقدس و

عالیقدر که در روایات متواتر اسلامی ، از او به " مهدی " تعبیر شده است ، اندیشه‏ای است

 که کم و بیش همه فرق ومذاهب اسلامی - با تفاوتها و اختلافهائی - بدان مؤمن و معتقدند .

این اندیشه ، به حسب اصل و ریشه ، قرآنی است . این قرآن مجید است که با قاطعیت تمام ،

 پیروزی نهائی ایمان اسلامی

 (هو الذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله و لوکره المشرکون

 »ترجمه: ''او کسى است که رسولش را با هدایت و آیین حق فرستاد، تا آن را بر همه آیین‏ها

 غالب گرداند، هر چند مشرکان کراهت داشته باشند!( ''توبه / 33 وصف /9) ، غلبه قطعی صالحان و

متقیان (لقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر ان الارض یرثها عبادی‏ الصالحون »

ترجمه: در «زبور» بعد از ذکر (تورات) نوشتیم: «''بندگان شایسته‏ام وارث (حکومت) زمین

 خواهند شد!» ''(انبیا /105 ) ، کوتاه شدن دست‏ ستمکاران و جباران برای همیشه

(و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم

الوارثین و نمکن لهم فی الارض و نری فرعون و هامان و جنودهما منهم‏

 ما کانوا یحذرون »

ترجمه: ''ما مى‏خواهیم بر مستضعفان زمین منّت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان روى

زمین قرار دهیم! و حکومتشان را در زمین پابرجا سازیم و به فرعون و هامان و لشکریانشان،

 آنچه را از آنها [بنى اسرائیل‏] بیم داشتند نشان دهیم‏ ''( قصص /5 و 6 ) و آینده درخشان و

 سعادتمندانه بشریت‏

 (قال موسی لقومه استعینوا بالله و اصبروا ، ان الارض لله یورثها من یشاء من

 عباده و العاقبة للمتقین »

ترجمه: ''موسى به قوم خود گفت: «از خدا یارى جویید، و استقامت پیشه کنید، که زمین

 از آن خداست، و آن را به هر کس از بندگانش که بخواهد، واگذار مى‏کند و سرانجام

 (نیک) براى پرهیزکاران است! ''(اعراف /128) را نوید داده است . در حدیثی که از

شیعه و سنی نقل شده چنین آمده است که اگر از دنیا بیش از یک روز نمانده باشد

خداوند آن یک روز را چنان طولانی می کند که مهدی ظهور کرده و جهان را از عدل و داد لبریز سازد.

در اخبار آمده است که او نه تنها اسلام را احیاء می کند بلکه همه ادیان را به حالت حقیقی

 خویش اقامه می کند. بنابر این انتظار فرج واژه آشنایی است که تجلی یکی از بزرگترین

 دگرگونی‌ها را به همراه دارد، دگرگونی برای آن عده از افراد که بی‌صبرانه در اقیانوس

 متلاطم زندگی، سفینه نجات را می‌طلبند تا با تنها ناخدای کشتی حق و عدالت

به سرزمین خوشبختی‌ها قدم گذارند، در همان سرزمینی که صلح، صفا، برابری، برادری،

 امنیت، رفاه و

آسایش و ... حاکم باشد.ما با سیری گذرا در کتب مقدسه ادیان و مذاهب مختلف جهان،

به این حقیقت می‌رسیم که اعتقاد به ظهور مصلحی که در آخر الزمان ظهور کرده و جهان

 را پر از عدل و داد خواهد کرد یک اعتقاد جهانی و همگانی است. اکنون همه ادیان راجع

به حضرت حجت پیش بینی‏ می‏کنند که عدل کامل ، صلح کامل ، رفاه کامل ، سلامت کامل

 و امنیت کامل‏ برقرار خواهد شد ، همان پیش بینی تکامل تاریخ و تکامل بشریت است ، یعنی

 زندگی بشر در آینده منتهی می‏شود به عالیترین و کاملترین زندگیها که‏ از جمله آثاری که

در آن هست آشتی انسان و طبیعت است و آن این است که‏ زمین تمام معادن خود را در

 اختیار انسان قرار می‏دهد ، آسمان تمام برکات‏ خود را در اختیار انسان قرار می‏دهد و

 همه اینها خود تکامل تاریخ است.

نوشته شده توسط گمگشته ,

  دعای دیدن امام زمان (عج)
مرتبط